در این مقاله تلاش کردهایم تمامی اطلاعات مهم مربوط به «حکایت عمو مشتی حسن و...» را به صورت خلاصه، دقیق و کاربردی در اختیار شما قرار دهیم.
در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.
حکایت کنند در زمان های دور
عمو مش حسن مرد نیک و صبور
به اخلاقِ خوش شهره ی شهر بود
نه با خود نه با دیگری قهر بود
عمو مش حسن داشت سگِ کله زرد
مگو سگ که بود مایه ی عار و ننگ
گهی می گرفت پاچه ی این و آن
گهی زور می گفت بر دیگران
حکایت، مرا برد سوی ترامپ
و یاد اهانت به شخص پاپ
ترامپ چون شد از آدمیت به دور
کجا فهمد او حرف، جز حرفِ زور؟
زبانش گزنده است چون نیش مار
همه دوستانش برفتند کنار
نگون بختِ ملعون هی می نوشت
که تغییر دهم طالع و سر نوشت
بگفت هر که با من شود هم صدا
نویسم شود بعد از این کدخدا
سگ کله زرد با سگی شد رفیق
که او بود کودک کشِ نا صدیق
مدام حمله می کرد بر کودکان
و می کشت مرد و زن و نو جوان
شب و روز عو عو کنان پارس کرد
خودش را قوی پنجه احساس کرد
نمود حمله بر سر زمین ضعیف
جنایات بی حد نمود این کثیف
سرانجام به ایرانمان حمله کرد
در این حمله ایران مان بیمه کرد
توانایی موشکی شد عیان
و رهبر به یک لحظه ای شد جوان
سگ کله زرد و برارش شغال
شب و روز با هم کنند قیل و قال
که ما جنگ داریم به نفع بشر
ولی با گلوله و توپ و تشر
شغال یا نتانیاهو و کله زرد
گرفتار هستند به صد رنج و درد
همه خلق عالم شدند هم صدا
که ما راهمان از ترامپ شد جدا
ترامپ تیرش این بار بر سنگ خورد
به جز ننگ چیزی از این جنگ نبُرد
بنازم به رزمندگان دلیر
که شب پارسایند و در روز شیر
چو قاسم دعا کن که وقت دعاست
که بالاترین دست دستِ خداست
برچسب:
نویسنده: کیان عباسیان