
نام و بوی مهر دلم را شاد کردهمچو مرغی از قفس آزاد کردماه مهر و ماه شادی و سرورماه عشق و عاشقی و علم و نورماه مهر آمد دلم پرواز کردراز چند ده ساله را ابراز کردباز میل شــــاعـــــری کـــرده دلــمیـــاد وقـــت کـــودکــی کـــــرده دلـــمیاد آن روزی کــــه رفــتـم مــــدرســهفـارغ از درس و حـسـاب و هـنـدسـهیــــاد صـبحگـاهـی و قــــــرآن و دعــــایـــاد مــیــز و نـیـمـکت و تـخـته سـیایــــاد دوسـتـی هـــای خــوب بچه هایـــاد درس آب و «آی» بـــــی کـــــلادرس اول گـــفـت اســـــتــادم «الف»داد ی...
ادامه مطلب
شنیدم یک خبر از بهمن آبادکه جسم و جان من شد از غم آزادخبر از مدرسه بود و ز تعمیرکه جا دارد تشکر کرد و تقدیرمکانی در رَوَند باز سازی استکه رمز و مکتبش انسان سازی استدر آنجا خاطراتی است خاک خوردهولی این خاطرات هر گز نمردهدعا کن خاطراتت زنده باشدتن و جانت ز غم آسوده باشدبه یاد دوستان خوب دیرینبه یاد خاطرات نیک و شیرینبه یاد لحظه های کودکانهکه بودیم شادکام و شادمانهبه یاد مدرسه ی بهمن آبادخدایا روح بانی اش بکن شادکه خوش آموختیم آنجا الفباسخن کم بود و گوش بودیم سراپاکلام دلنشین کز دل بر آیداگر شیری...
ادامه مطلب