1 میرزا 1 برایمان از عمو مشتی مراد علی می گوید؛
آقا میرزا حسن گرچه به ظاهر بی سواد به نظر می رسید ولی گلواژه های طلایی اش در باره داشتن آرزو و مسائل ریز و درشت زندگی نوید بخش آینده درخشان بود
وقتی در باره ی آرزو و امید پرسیدم گفت: 1 دور و دراز و دست نیافتنی که آدم را گرفتار غم و غصه کند عین هلاکت است
آقا میرزا حسن از آنجا که ارادت خاصی به مرادش مشتی مراد علی داشت می گفت: خدا بیامرز مشتی مراد علی از عمرش بهره برد خوب زندگی کرد و خوب هم از دنیا رفت ایشان به عنوان بزرگتر و با سواد روستا نزد همه عزیز بود و خیرش به همه می رسید
مشتی مراد علی همیشه با مردم و در میان غم و شادی های مردم بود به قول ما دهاتی ها یکه خور و تک خور نبود می گفت: نعمتی را که خدا به شخص عطا می کند محض آزمایش است بخشندگی فضیلت و بخل و خساست رذیلت است آنکه بخشید اجر دنیا و آخرت را بدست می آورد و کسی که بخل به ورزد برکت را از مال و عمرش دور می کند من که سواد نداشتم ولی از قول پیامبر روایت خواند که حضرت فرموده: بخشندگی درختی از درختهای بهشت است كه شاخه های آن به طرف زمین آویخته است و هر كس شاخه ای از آن بگیرد آن شاخه وی را به بهشت رهنمون می شود...
در باره ی کمک کردن به تسهیل ازدواج جوانان و فراهم کردن جهیزیه دخترانِ دم بخت بسیار سفارش می کرد و تأکید داشتند اینگونه مساعدت ها باید بدون بوق و کرنا و آبرو مندانه باشد به طوری که جز خدا کسی از چنین کمکی خبر نداشته باشد...
ادامه دارد
برچسب:
نویسنده: کیان عباسیان