بهمن آبادخبر

متن مرتبط با «اصرار» در سایت بهمن آبادخبر نوشته شده است

خاطره ی من از مجلسی که با اصرار دعوت شدمی ولی...(1)

  • نیلوبلاگ

    دوست سخنور و.شایسته ای داشتمی و دارمیxa0که او را خطیب توانا دانسته کنندxa0وی در مجالس ومحافل بر منبر جلوس کرده گویندگی ها کند و دل خویشتن، آرام و مستمعین را خّرم همی دارد البته او خود همیشه از در شکسته نفسی ورود نماید و خویش راxa0ناچیز و مردم را داناxa0همی پندارد من در ابتدای امر بر این فروتنی تحسینش همی کردم که دوست نکونام دگرم مرا گفت :تو این همه تعاریف زیبا از دوست خویش داشته می داری ولی این ندانی که ا...

    ادامه مطلب
  • خاطره ی من از مجلسی که با اصرار دعوت شدمی ولی...(2)

  • نیلوبلاگ

    نقل از قسمت اول:اول پرسیده کردند:اسم خود را برایمان بازگو،در جوابxa0گفتمی: قاسم ملا هستمی، تا نام خویش گفتمی همگیxa0خنده ی جمعی نمودندی و هر کسی با بذله وکنایه و آشکار،مرا وxa0 نوشته جاتم و اندیشه امxa0را به سُخره گرفتی،و فرمایش همی داشتندی،قاسم ملا چون شناخته همی شدی،توxa0xa0را نشاید که بر جای فرهیختگان و دانش پروران،xa0جلوسxa0کرده و سخن همی گویی، درxa0ادامه گفته داشتند:کج فکری و اندیشه ات،از وبلاگ هایxa0بی خودت همی...

    ادامه مطلب