
اگر روزی فرو افتد نقاب از چهره یارم...ما، در لحظه لحظه های طول و عرض زندگی روز مره با موقعیت و با افراد متفاوتی روبرو می شویم به همین دلیل هر روز و حتی هر لحظه از نقاب های مختلفی استفاده می کنیم البته نه در همه جا چون برای آن ها که ما را می شناسند نقاب زدن هم سخت می نماید به همین دلیل برای بعضی ها نقاب می زنیم و برای دیگری نقاب بر می داریم نقاب هایی با رنگ و لعاب مذهبی و مطابق میل جامعه رفتار کردن.نقاب برای کسب وجه دینینقاب اهل صبر و اخلاقی بودننقاب تظاهر به کمالات و خوب بودننقاب تظاهر به انسان ...
ادامه مطلب
هر چی رو وقت خودش قدر بدونیمکوخ اگر هست اون رو یک قصر بدونیمعمر ما در گذره چون جوی و آبحال خوبت رو مکن هر گز خرابهر چی رو قدر ندونی پشمونیاینو هم دیدی و هم خوب می دونیکودکی رو قدر ندونستیم و رفتکفتر جوونی بر شاخه نشستوقتی پر زد دیگه هر گز نیومدجوونی رفت و میونسالی اومدحالا هی سفر کنیم به کودکیسفرِ سرخوشی و خوش خیالییادمه وقتی که ما بچه بودیمآرزو داشتیم که زود بزرگ بشیموقتی که وارد زندگی شدیمدوباره اسیر کودکی شدیمبا همه حال و هوای زندگیبس دلم تنگه برای کودکیدلم یادِ خاک پاکِ روستا کردیاد مدرسه ...
ادامه مطلب
اگر روزی فرو افتد نقاب از چهره یارم...از آنجایی که آدم ها(نه انسان ها) نمی خواهندآنگونه که هستند شناخته شوند ناگزیرند در پشت نقاب یا نقاب ها پنهان شوند ارزش نقاب ها که بدیهی است برای شناخته نشدنِ چهره واقعی شخص به کار می رود بستگی به شرایط و زمان و مکان و افراد خاص دارداگر جایی داشتن ریش برای طرف مقابل مهم است نقابِ یک آدم با ریش را بر چهره می زنیماگر در جای دیگری،نداشتن ریش مورد پسندشان است ...اگر با افراد مذهبی مواجه می شویماگر قرار است با کسانی تعامل داشته باشیم که انقلابی اند و یا بر عکسنقا...
ادامه مطلب
«اگر خدا عیب هایتان را نمیپوشاند به قدری با هم بد بودید كه همدیگر را دفن نمیكردید»چقدر برای رضای دیگران زندگی می کنیم؟بی شک آدم ها دوست دارند دیده شوند و محبوب دیگران باشند انسان از سر زنش این و آن و حتی انتقاد بیزار و گریزان است و تحسین را دوست دارد اگر می نویسد دوست دارد نوشته اش را بخواننداگر صدای خوبی دارد دوست دارد صدایش را بشنوداگر هنری دارد دوست دارد هنرنمایی اش را ببینندانسان سعی می کند بیش از دانسته ها و داشته هایش مورد تحسین قرار گیرد به همین دلیل اگر کم سواد است می خواهد چنان بگوید و ...
ادامه مطلب
از بس که خلق پشت نقاب ایستاده اندباور نمی کنند منِ بی نقاب رامی گویند بدبخت آدمیانی که همیشه در حال فرار از خودهستندفرار از خود یعنی بی زادگاه و بی گویش و بی مکان و بی والدین و بی اقوام و بی خویش و... بودن فرار از خود یعنی هیچ قبایی اندازه من نیست و هیچ یک از این هایی که گفتیم در قد و قواره من نیستندفرار از خویش یعنی مدرک تحصیلی را که خودش برای بدست آوردنش زحمت کشیده قبول ندارد فراز از خویش یعنی وقتی از مکان زندگی اش می پرسند (اگر پایین شهر است) آدرس غلط می دهد چنین آدمی ناگزیر است سال های متماد...
ادامه مطلب