
وقتی خودمو با زنبور عسل قیاس کردم...امروز از اون روزهایی بود که فکرم به سویی می رفت و قلم به سویی دیگر می چرخید باورتون میشه داشتم وزن کشی می کردم؟برا کشتی گیری؟نه بابا من که اهل کشتی گرفتن نیستم منظو...
ادامه مطلب
دوست سخنور و.شایسته ای داشتمی و دارمیکه او را خطیب توانا دانسته کنندوی در مجالس ومحافل بر منبر جلوس کرده گویندگی ها کند و دل خویشتن، آرام و مستمعین را خّرم همی دارد البته او خود همیشه از در شکسته نفسی ورود نماید و خویش راناچیز و مردم را داناهمی پندارد من در ابتدای امر بر این فروتنی تحسینش همی کردم که دوست نکونام دگرم مرا گفت :تو این همه تعاریف زیبا از دوست خویش داشته می داری ولی این ندانی که ا...
ادامه مطلب
نقل از قسمت اول:اول پرسیده کردند:اسم خود را برایمان بازگو،در جوابگفتمی: قاسم ملا هستمی، تا نام خویش گفتمی همگیخنده ی جمعی نمودندی و هر کسی با بذله وکنایه و آشکار،مرا و نوشته جاتم و اندیشه امرا به سُخره گرفتی،و فرمایش همی داشتندی،قاسم ملا چون شناخته همی شدی،تورا نشاید که بر جای فرهیختگان و دانش پروران،جلوسکرده و سخن همی گویی، درادامه گفته داشتند:کج فکری و اندیشه ات،از وبلاگ هایبی خودت همی...
ادامه مطلب