
شیر علی پیر مرد دنیا دیده(2) در ادامه این مطلب، مهمترین اطلاعات منتشر شده درباره «شیر علی پیر مرد دنیا دیده(2)» را همراه با جزئیات تکمیلی مطالعه خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. عمو شیرعلی بنده ی قانع و شاکروقتی به عمو شیر علی گفتم چقدر حسرت گذشته را می خوری؟ آیا دوست داری بر گردی به دو ران جوانی؟عمو شیر علی گفت حتی ذره ای هم حسرت گذشته در دلم نیست می دانی چر...
ادامه مطلب
شیر علی پیر مرد دنیا دیده(4) در ادامه این مطلب، مهمترین اطلاعات منتشر شده درباره «شیر علی پیر مرد دنیا دیده(4)» را همراه با جزئیات تکمیلی مطالعه خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. پرسیدم: عمو شیر علی مگر می شود انسان حسرت گذشته را نخورد؟عمو شیر علی با خنده گفت هر کس هر دارایی و ثروت و هر چه دارد تا آخر عمر او را کفایت می کند مابقی حمال بچه ها و نوهایش هست که بع...
ادامه مطلب
میلاد با سعادت حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام مبارکباد (1) این گزارش با هدف ارائه اطلاعات کامل درباره «میلاد با سعادت حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام مبارکباد (1)» تهیه شده است و مهمترین نکات منتشر شده را در اختیار شما قرار میدهد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. مردم جهان مشهد را با امام رضا (علیه السلام) می شناسند حضرت شناسنامه مشهد است به همین دلیل مشهد را مشهد ...
ادامه مطلب
میلاد با سعادت حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام مبارکباد(2) در ادامه، آخرین تحولات، اخبار و جزئیات مربوط به «میلاد با سعادت حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام مبارکباد(2)» را مرور میکنیم تا دید کاملی نسبت به این موضوع داشته باشید. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. امروز 11 ذوالقعده روز میلاد فرخنده ثامن الحجج حضرت امام علی بن موسی الرضا علیه السلام استاز شور و عشق و هیجان...
ادامه مطلب
اندر تفاوت خباثت و خیانت (1)با طعم جاسوسی و پابوسیگاهی در معنی کردن واژه ها دچار تردید می شوم برخی اوقات هم جا بجا تلفظ می کنم منظورم واژه هایی مثل یارانه و رایانه و این طور چیزها نیست که شاید هم هست ولی منظور اصلی حرف هایی است که این روزها مردان و زنان با شرافت با تنفر از واژگانِ خباثت و خیانت یاد می کنند البته بدیهی است در شرایط فعلی رویکردشان به کسانی است که از شکست دشمن و پیروزی کشور خودشان ناراحت می شوند و بر عکس ، کار کوچک دشمنان این مرز و بوم را بزرگ جلوه می دهند و برای اجنبی هورا می کش...
ادامه مطلب
پانزده تیرماه روز حضورانتخاب ریاست جمهورروز آدینه انتخابات استروز بالیدن و مباهات استهموطن کن حماسه را آغازاوج گیر سوی قله با پروازکه همه چشم ها به ایران استبه جوانان و سالمندان استقهر کردن مرام بی معناستهرکه از جمع رفت او تنهاستگر که هم رأی و متحد باشیمریشه ی مفسدان بر اندازیمرأی ما و حماسه ی جاویددشمنان را کند به کل نومیدهر که با هر نگاه و فکر نشانعِرق دارد به کشورش ایرانقومِ ترک و لر و بلوچ و کُردهمه در یک مسیر و یک پیشبُردشیعه و سنی و مسلمانیمهمه فرزند پاک ایرانیمرأی یعنی سلام بر شهداشهدا جان نموده اند فداشرممان باد اگر جفا بکنیمیا ز جانبازها حیا نکنیمرأی ما اجر معنوی داردهم مزایای دنیوی داردفرد اصلح برای کشورمانهست و بوده نگاه رهبرمانای برادر و خواهرم بر خیزنظر و رأی خود به صندوق ریزقاس...
ادامه مطلب
کاروان بر گشته از حج با شتابهمچنان می رفت کامد این خطابآمد این فرمان ز سراج منیرحاجیان گردِ هم آیند در غدیردر غدیر روزی که شد اکمال دینآیه نازل شد به ختم المرسلینجبرئیل آمد و آورد این پیامیا محمد(ص) کن رسالت را تمامگر رسانی این پیام و این بلاغراه روشن می شود با این چراغهر که بعد از این پیام حق شنیدعاملش باشد عزیز رو سفیدهر رَونده گر نرفت از این راهعاقبت او سر نگون افتد به چاهجانشین خویش را کن انتخابتا ببیند آب را و نی سرابگو که هر کس را منم مولای اوبعد از این باشد علی مولای اوامر خالق را پیامبر شد مطیعجانشین را برد بالا و رفیعگفت علی باشد پس از من جانشیننیست بهتر از علی روی زمینآن یکی گفتا علیِ مرتضاهست ما را رهنما و مقتداآشکارا عهد بستند با علیزود هم پیمان گسستند با ولیدر سقیفه عهد و پیم...
ادامه مطلب
هر کس تعلقاتی دارد که مایه فخر برون و شادی درون اوستیکی از مهمترین تعلقات فرزند است انسان ها فرزند را مایه روشنایی چشم و امید و جگر گوشه می دانند از این رو خار را درچشم خود می بینند ولی در پای فرزندشان هر گز، با این نگاه و در یک لحظه به ابراهیم پیامبرعلیه السلام فکر کنیم که باید به فرمان خداوند کارد بر حلقوم پسرش بکشد و خود شاهد در خون غلتیدن او باشد.بنده خدایی حکایت حضرت ابراهیم پیامبر را که شنید کاردش را تیز کرد تا با کشتن یکی از تعلقاتش گلوی گوسفند بیچاره را پاره کند اما ظریفی گفت: رها کن زبان بسته را که هر کس باید چون ابراهیم پیامبر (ع) ابتدا تعلقاتِ درونش را بکشد و خود را از قید و بند زنجیرهایی که بر دست و پای خویش بسته آزاد کند زیرا انسان تا از«بند» نرَهَد نمی تواندبه مقام بندگی برسدتو...
ادامه مطلب
امام صادق(ع) تهمت زدن از کوههای عظیم نیز سنگینتر استبی آنکه از سنگینیِ مصیبت بار و غیبت و تهمت بدانیم این دو را ابزار تصفیه حساب های شخصی مان قرار می دهیم بیان و گوش دادن به غیبت و تهمت گرچه بی خرج و آسان است ولی رهایی از این دام ممکن و آسان نیستعادت کرده ایم حرف های تهمت زننده را به درستی گوش کنیم و گمان بد بزنیم در صورتیکه می شود گمان خوب زد و گوینده را سر زنش کردقرآن کریم: چرا چون آن (تهمت)را شنيديد، مردان و زنان مؤمن در حق خويش گمان نيك نبردند و نگفتند كه اين تهمت آشكارى استu200f؟دلیل تهمت می تواند حسادت باشد که تهمت زننده وقتی طرف مقابل را در اوج محبوبیت می بیند می خواهد با این وسیله رقیب را از چشم دیگران بیندازدفردی که تهمت می زند برای اثبات گفته هایش از ابزار چشم و دیگران استفاده می ک...
ادامه مطلب
امیرالمومنین علیه السلام می فرمایند:هيچ بي شرمي و وقاحتي چون تهمت زدن نيست.نقل درد و دل یک دردمندپس از انتشار اولین قسمتِ موضوع تهمت ، بنده خدایی مرقوم فرموده اند چند سال پیش به خواستگاری دختری رفتیم که از هر جهت مورد قبول یکدیگر بودیم گفتنی ها را گفتیم قرار و مدار بستیم و حتی خریدهای اولیه ی نامزدی انجام شد مادر دختر برای اطمینان خاطرِ بیشتر اجازه خواست آخرین تحقیق را داشته باشند تا با خیال آسوده تاریخ مراسم عقد را در نظر بگیرند ما هم استقبال کردیم اما شوربختانه مردود شدم زیرا از روی حسادت و خصومت تهمت هایی به من زده بودند که روحمان هم خبر نداشت نهایت اینکه صبح زود فردای آن روز پیکی از جانب مادر دختر رسید که ضمن عذر خواهی، وسایل مان را پس دادند و بار تهمت های نا روا را بر دوش بنده گذاشتند ت...
ادامه مطلب
اولین بلایی که بر سر انسان می آورد انزوا و تنها شدن اوست فرد مغرور که خود را تافته ی جدا بافته و عالم به همه ی علوم می پندارد در میان جمع جایی ندارددامنه ی غرور، گسترده است هر کدام از ما شاید نا خواسته خود را اسیر غرور کاذب کرده ایمعلم می آموزیم تا آدم شویم اما غرور از دایره آدمیت دورمان می کندغرورِ عبادت به جای اینکه به خدا نزدیک مان کند ما را به شیطان می رساندغرور مال، فخر فروشی می آوردغرور جمال، خود شیفتگی و خود بزرگ بینی به همراه داردغرورِ عنوان و مقام ما را از چشم زیر دستان و بالا دستان می اندازدغرور ایل و تبار، ما را نسبت به خودمان بیگانه می کندغرور اندام و زیبایی ما را از چشم و دل دیگران می اندازدغرور های دیگری هم هست که سر شاخه اند ولی بدترین غرور، غرور علم است که انسان، خود را بر...
ادامه مطلب
نوشته، من هم گرفتار یک همسایه مغرور شده امغرور،مرکبی است که گرچه مدت زمانی می تازد اما سرانجام راکبش را به زمین می زندآدم مغرور عبادتش عبد شیطان است یادم آمد پیش از انقلاب بنده خدایی بود که حتی برای اقامه نماز صبح عبا به دوش به مسجد می رفت وی که سال هاست مرحوم شده غرور خاصی به عبادتش داشت سرانجام حباب غرورش ترکید و این مرکب چموشِ او را نقش زمین کرد تا جایی که از قبله و مسجد و عبادت دور شد و...غرور دست انسان را در دست نفس می گذارد تا او را به هر جا خواست ببرد و برودغرور حباب است که دوام نداردغرور پیوند نا گسستنی با تکبر داردشخص گرفتار شده در دام غرور با واژه نمی دانم بیگانه است غرور او هر گز اجازه نمی دهد چیزی را که نمی داند بگوید نمی دانمغرور برای پوشش دادن به ضعف ها و نا کار آمدی ها ...
ادامه مطلب
آدم مغرور مراقب است مشتش باز نشودآدم مغرور کار کوچکش را بزرگ می بیند و کار بزرگ دیگران را کوچک و نا چیز می داندگفتیم که آدم مغرور چون غرورش اجازه پرسش و نمی دانم را به او نمی دهد از دانش روز باز می ماندآدم مغرور وقتی می بیند دیگران از نظر علم و دانش به او برتری دارند و فرزندان مردم برای خود زندگی آبرومندانه ای دارند دست به تخریب می زندچند سال پیش فرد مغروری برای شرکت در مجلس ترحیم یکی از بستگانش به تهران آمده بود او وقتی کارگرانِ ساده و دهقان زاده های دیروز را می دید که فرزندانشان با درس و پشتکار زندگی آبرومندانه ای برای خود دست و پا کرده اند و برخی معلم و مهندس و دکتر و عالِم و اوستا شده اند از روی استیصال و به جهت تحقیر آن ها اجداد نه چندان خوشنامش و مال نه چندان حلالش را به رخ تهران...
ادامه مطلب
چه آن ها که رفتند و آن ها که هستندچه آنان که فرهنگ هزار ساله ی اجدامان را پاس داشتند و چه آن هایی که از داشته هایمان حفاظت می کنندو سلام به نسل و فرزندان آنان که در کارهای عام المنفعه گام های مؤثر بر می دارند و خشت روی خشت می گذارند این عزیزان، فرزندان خودمان و از دل همین آب و خاک هستند که به نوعی کارهای نیمه تمام گذشتگان را تکمیل می کنند و دست به نو آوری هایی می زنند که اجداد حتی فکرش را هم نمی کردند نکوست کسانی که در راه آبادانی روستا دستی بر آتش دارند خدماتشان را بازگو کنند تا نسل فعلی وقتی دوره ها را قیاس می کنند از این همه کار و تلاش و بکار بردن دانش و تدبیر آگاه شوندوقتی از گذشته می گوییم و می نویسیم اینطور نیست که پیشرفت و تغییرات حال را نبینیم ولی نکته ای که باید مد نظر داشته باشیم ه...
ادامه مطلب
خبر تلخ و ناگواری که جهان را در بهت فرو بردمردم ایران در شادی و غم ها و مصیبت های عمومی متحد و یکپارچه اند بارها نشان داده اند اگر در گوشه ای از این آب و خاک، اتفاق و حادثه تلخی روی دهد و یا احساس کنند غبار غم بر چهره ی مردم کشورشان نشسته بی درنگ در جهتِ ر رفع مشکلات تشریک مساعی می کنندخبری که کام همه را تلخ کرد؛مردم ِ ایران به محض اطلاع از سانحه بالگرد رئیس جمهور حترم و همراهانشان در جای جای کشور طبَق طَبَق دعاهایشان را به زیورِ بهترین واژه ها و کلمات آراستند و به آسمان فرستادند و ملتمسانه از خالق هستی بخش تمنای سلامتی رییس جمهورشان را کردند دعاهایی که در اماکن مذهبی شکل گرفت بی بدیل و درس آموز بود.از عصرگاهِ دیروز ایران و جهان منتظرند تا پیک شادی خبر مسرت بخش سلامتی رئیس جمهور را به سمع و ...
ادامه مطلب
وقتی دَوَندگی جای زندگی را می گیرد...از وقتی مردم به دو دسته ی دهاتی و شهری و متمدن و بی تمدن و با کلاس و بی کلاس تقسیم شدند فاصله ی دل ها نیز روز بروز بیشتر شدبا فاصله و شکافِ طبقاتی و ظهور پدیده ی تکنولوژی صله ارحام و دید و بازدیدها و شب نشینی ها و نگاه های چهره به چهره نیز فراموش شدندوسایل ارتباطی که قرار بود دل ها را به هم نزدیک کند روز بروز در فاصله انداختن قلب ها طرحی نو در انداخت و به جدایی ها دامن زداز وقتی زرق و برق زندگی جایگزین ساده زیستی شد مردم هم گرفتار چشم و همچشمی شدنداز وقتی آپارتمان سازی باب شد چاه موال و مستراح های قدیم از گوشه ی حیاط ها به داخل آپارتمان منتقل شدند و به نام جدید توالت ارتقاء یافتند که خود حکایت دیگری استاز وقتی پایمان به آنسوی مرزها باز شد آشپزخانه ها مان ...
ادامه مطلب
یاد بادا زندگی بی کلاسصد درود بر مردمان حق شناسدوره های پر نشاط و دلخوشیوآن همه دلدادگی و سر خوشینه غمی بود از نگاهِ دیگراننه افاده داشتیم بر این و آنبی کلاسی داشت خود یک عالمیقلب ها خوش می تپید در سالمیخانه های آن زمان یادش به خیرباغچه و ماهیِ حوض یادش به خیر کوچه هامان بود در امانساکنان کوچه بودند بهترانسایه همسایه ها بود مستدامرفت و آمد بود و عز و احترامشب نشینی ها و بگو و بخندحرف های شهد و شیرین تر ز قند قلب ها پر بود از مهر و صفابود بین همسران عشق و وفازندگی در زیر سقف آسمانلذتی بهتر نباشد بی گمانآن زمان آپارتمان معنا نداشتاین تفکر بین مردم جا نداشتیاد و صد یاد از حیاط های بزرگیادِ راد مردانِ والا و سترگبچه هامان جای بازی داشتندبازی های خوب و نازی داشتندآن زمان بودند مردم بی کلاس...
ادامه مطلب
آرام باشد دلم! (5)بگذار زنگار جهل را بزدایم تا خود واقعی ام آشکار شوداجازه بده پرسش کنمدل نازنینم!تو اگر خواسته هاو دامنه ی آرزوهایت را تعدیل و کوتاه کنی زندگی بر من آسان می شود البته من هم باید درس زندگی بیاموزم و بپرسم و پرسش کردن را ننگ و عار ندانمشنیدم ز فردوسی نامدارکه نامش بود برتر از شهریارکه گفتا بیاموز و پرسش نمامکن جهل و نادانی ات را خفاکه روزی و یکجا شود آشکارفرو ریزد آن هیبت و اقتدارچنان دان که نادان ترین کس توییاگر پند دانندگان نشنویگرت رای با ازمایش بودهمه روزت اندر فزایش بودبیاموز و بشنو ز هر دانشیبیابی ز هر دانشی رامشیهر آنکه گمان کرد داناتر استیقین داند از هر که نادان تر استهر آنکس که حرف دلش گوش کردخود واقعی اش فراموش کردمرا یاد آمد ز دوران شادکه در زادگاهم بهمن آباداز آن ...
ادامه مطلب
گفتگوی دوستانه با دلاشاره کردیم همین هایی که امروز در قامتِ بی بی، و پدر بزرگ دست و صورت شان پر چین و چروک و قامت شان خم و کم توان و یا ناتوان شده اند روز و روزگاری چهره ای ای شاداب و بشاش و توانمندی داشتند که گذر زمان و روزگار نقطه ها را جابجا کرد و نی نی ها شدند بی بی و شور و حال ها را با خود برد می بینی فاصله ی تغییر نقطه (از نی نی به بی بی) چه کارها می کند؟در گذر زمان مردان و زنان قد خمیده را می بینی که گویی مدام بر روی زمین به دنبال گمشده خویش می گردند همان راست قامتان یا کودکانِ دیروز را می گویم همان هایی که مانند درختان سر سبز، روزگاری پر شاخ و برگ بودند کافی است به ثمره و میوه های این درختان که تا چند سال پیش از این تنه ی درخت در میان آن همه شاخ و برگ و میوه (فرزندان و نوه ها) گم بود...
ادامه مطلب
دلم همه را گل و بلبل می بیند جر خودش رابه تبعیت از دلم داشته های دیگران را می بینیم جز داشته های خودمعیب های مردم را می بینم جز عیب های خودم رامرور می کنم گذشته را و نمره ی منفی می دهم به حال و زندگی و بودنممدام تکرار می کنم این چه زندگی است که من دارم؟اوضاع و احوالِ همه خوب است جز مناحساس می کنم به آخر خط رسیده ام می دانم بعد از این نیز وضع خوبی نخواهم داشتآینده خوب مال آدم های خوب است من که خوب نیستم!زمان را از دست دادم آینه هم هر روز می گوید پیر شده امسال هاست دلم خوشحالی را پس می زندگلیم بخت کسی را که بافتند سیاه ...گفتم دِلَکَم! آرام باش که آنچه می گویی مضحک استبی شک نا امیدی زائیده یک مشکل است مشکل کوچکی که خودمان پرورشش می دهیم و بزرگش می کنیم خوشا به حال آنکه اجازه نمی دهد واژه ی ی...
ادامه مطلب