
سلام بر رمضان ماه بهار قرآن (10)سفر به دنیای خاطرات ماه مبارک رمضاندر قسمت های گذشته از عزیزان و در گذشتگانی نام بردیم که در دورانِ بی صدابَر (بلندگو) با صدای رسای خود یا با استفاده از وسیله های گوناگونی مثل (چلک و جار زدن) در سحرگاه ماه مبارک رمضان همدیگر را بیدار می کردند ماه رمضان و دفتر خاطرات آن روزها؛ همیشه چنین بوده رمضان که از راه می رسد هر کدام از ما دلتنگ پدر و مادرمان و پدر بزرگ و مادر بزرگ و اقوام و خویشان مان می شویم که سحرها با صدای گرمِ دعا و ذکرشان بیدار می شدیم همچنین به یاد ...
ادامه مطلب
چهارشنبه سوری یا بهانه ای برای...مراقب باشیمچو ایران نباشد تن من مبادبدین بوم و بر زنده یک تن مباداگر سر به سر تن به کشتن دهیماز آن به که کشور به دشمن دهیمحضرت فردوسیفلسفه بر گزاری چشن های ایرانیان یا برای ابراز شادی بوده یا برای دفع غم و اندوه و بلا چهارشنبه سوری نیز برای گریز از سرما و طلب گرما و تطهیر و پاکسازی خود بوده است اما...البته دلایلی فراوانی برای چارشنبه سوری ذکر کرده اند ولی خلاصه اش این بود که مردم آتشی در پشتبامها روشن میکردند تا علاوه بر انجام یک کار مقدس، فروهرها (ارواح) را ...
ادامه مطلب
سلام بر رمضان ماه بهار قرآن (11)طعم وداع تلخ استپایانِ مهمانی و دیگر فرصتی نیستدل کندن از این سفره کار راحتی نیستدر فرهنگ ما لحظه های وداع تلخ و جانسوز است اگر به زبان محلی نقل خاطرات کنم قدیمی ترها به یاد دارند اگر مهمان به ویژه فرزند یا یکی از اعضای خانواده قصد سفر می کرد همه ی اهل خانه مخصوصا" مادران ترانه های فراق و جدایی را با اشک و سوز و گداز زمزمه می کردند جدایی تا نیفتد دوست قدر دوست کی داند؟همانطور که تحمل درد فراق و هجران آسان نیست در مقابل، عشق و توصیف وصال نیز قابل توصیف نیست وداع...
ادامه مطلب
موقعیت جنگی کشور و لزوم کمک به هموطنان (1) نخواهی که باشد دلت دردمند؟ دل دردمندان برآور زبند رهِ نیک مردان آزاده گیر چو ایستاده ای دست افتاده گیرگرچه جمهوری اسلامی در شرایط سختِ جنگی حقوق کارکنان و بازنشستگان را زودتر از ماه های قبل پرداخت کرد ولی در این بین کارگران و آبرومندان بیکار شده را نمی توان از یاد برد و نادیده گرفت به نظرم تا فقر دامن مؤمن آبرو دار را نگرفته باید افرادی که دست شان به دهان شان می رسد لقمه ای به دهان دیگران برسانندآثار فقر برای همه یکسان نیست تنگدستی ممکن است در ایما...
ادامه مطلب
مژده آمد بهار و رفت خزانمژده مژده بهار آمده استشادی و سبزه زار آمده استگر چه گلها یمان شدند پرپرشکر که با صبر می شویم بهترهر که رفت عرش خوش به حالش شدعیش و سر مستی نوش جانش شدصحبت از لاله نیست از گلهاستسخن از عاشقانه و دلهاستصحبت از باد بود باد شمالکه بَرَد باد صبح درد و ملالچه خوش است باد صبح نوروزیچه خوش است دلفریب و پیروزیدل مان گردد از بهار افروزاعندال بر خزان شود پیروزباغ ها پر شوند از سنبلدشت ها می شوند پر از گلبلبلان عاشقانه می خوانندبهر گل ها ترانه می خواننداهل هر جا روند در هرجاما که دل...
ادامه مطلب
امروز می خواهم در باره ی فضائلِ سرور بانوان عالم پاره تن و نور چشمان و میوه قلب و روح پیامبر خدا و شهادت حضرت زهرای اطهر سلام الله علیها بنویسم اما مگر قلم توان نوشتن غربتِِ غمبار زهرای اطهر را دارد؟دست و قلم در می مانند چگونه غم جانکاه و جانسوز شهادت و درد تنهایی امیرالمؤمنین علیه السلام و فرزندانش را به تصویر کشندسلام بر فاطمه همسر امیر مؤمنان علی علیه السلامسلام بر فاطمه مادر حسنین علیهما السلام و زینب کبری (سلام الله علیها) مظهر همه ی خوبی ها و پاکی هاسلام بر فاطمه که با خطبه و حضور و ق...
ادامه مطلب
و یک نکته انتخاباتیخطبه های نماز جمعه آیت الله علم الهدا به ویژه خطبه اول شنونده را دست پر به خانه می فرستد ایشان در خطبه های این هفته به فضائل ماه ذی الحجه و ذی القعده و فراخوانده شدنِ 30 روزه ی حضرت موسی (ع) از جانب خداوند به کوه طور و تمدید 10 روز اول ذی الحجه و عبادات و خلوت کردن و حالات معنوی و جذبات الهیه که در 40 روز یا اربعین موسوی برای حضرت رخ داد اشاره کردند و سپس به آزمون حضرت ابراهیم پیامبر (ع) و تسلیم شدنشان در خصوص ذبح اسماعیل(ع) پرداختند توصیه می کنم جدای از تعصبات دسته بندی های جناحی و سیاسی هر هفته پیگیر خطبه های آیت الله باشید و اما خطبه ی دومآیت الله به یک نکته جالب در باره ی شرکت در مرحله ی دوم انتخابات اشاره کردند که برایم بسیار تازگی داشت فرمودند:کسی که در مرحله ی او...
ادامه مطلب
رفتم سفری به بهمن آبادبودم دو سه روز خرم و شادنه قیل و نه قال بود و نه دودنه سُرب و هوای دود آلودروستا سخن از پنیر و مسکهدر شهر سخن ز بورس و سکهاین فاصله هست بی نهایتمانند غرابت و قرابتالقصه دلم در کویر استگهگاه هوایی فتیر استای کاش که بود بهرم امکانتا کردمی در کویر اسکاناما چه کنم که پای بندمامکان نبوَد که بار بندمامراض بزرگ در کلان شهررنج و غم و درد در کلان شهراینجا کویر است نه به آن معنا که در این سرزمین گیاه نمی روید که بسیار حاصل خیز است و مردمان این دیار، تهران را با همه ی زرق و برقش در مقابل کویر و زادگاهشان نا چیز می دانندمی گویند خاک کویر دامنکش و دامنگیر و آداب و رسوم و خوردنی هایش زبانزد استافسوس که با تحت تأثیر قرار گرفتن تبلیغات و باورِ رسوم وارداتی، آداب و رسوم حسنه خودمان را...
ادامه مطلب
و سلام بر روز پر فضیلتِ عرفهروزی که گنه کار با اعتراف و اقرار به گناه نزد حق تعالی،آمرزیده می شود و کلید سعادت را دریافت می داردروزی که آدم از پروردگارش کلماتی دریافت داشت و با آن بسوی خدا بازگشت و خداوند، توبه او را پذیرفت، چه او توبه پذیر مهربان استسلام بر عرفات سرزمینِ مقدسی که عبادتگاه بسیاری از انبیا و اولیای الهی بوده و گناهی در آن انجام نشده است.بدیهی است دعا در برخی زمین ها و زمان ها و مکان ها و اوقاتِ ثواب و فضیلت ها خاص و ویژه دارندمعمولا" قسمت ویژه ای از هر مجموعه، برتری و ارزش بیشتری در مقایسه با سایر اجزاء آن مجموعه دارد،مثلا از یک مجلس صدر آن،از میان گل ها گل سرخ،از میان پرندگان طاووس،از میان الماس ها کوه نور،ازمیان سدها سد ذوالقرنین،از میان خانه ها کعبهاز میان سیارات که بر ...
ادامه مطلب
امام صادق(ع) تهمت زدن از کوههای عظیم نیز سنگینتر استبی آنکه از سنگینیِ مصیبت بار و غیبت و تهمت بدانیم این دو را ابزار تصفیه حساب های شخصی مان قرار می دهیم بیان و گوش دادن به غیبت و تهمت گرچه بی خرج و آسان است ولی رهایی از این دام ممکن و آسان نیستعادت کرده ایم حرف های تهمت زننده را به درستی گوش کنیم و گمان بد بزنیم در صورتیکه می شود گمان خوب زد و گوینده را سر زنش کردقرآن کریم: چرا چون آن (تهمت)را شنيديد، مردان و زنان مؤمن در حق خويش گمان نيك نبردند و نگفتند كه اين تهمت آشكارى استu200f؟دلیل تهمت می تواند حسادت باشد که تهمت زننده وقتی طرف مقابل را در اوج محبوبیت می بیند می خواهد با این وسیله رقیب را از چشم دیگران بیندازدفردی که تهمت می زند برای اثبات گفته هایش از ابزار چشم و دیگران استفاده می ک...
ادامه مطلب
امیرالمومنین علیه السلام می فرمایند:هيچ بي شرمي و وقاحتي چون تهمت زدن نيست.نقل درد و دل یک دردمندپس از انتشار اولین قسمتِ موضوع تهمت ، بنده خدایی مرقوم فرموده اند چند سال پیش به خواستگاری دختری رفتیم که از هر جهت مورد قبول یکدیگر بودیم گفتنی ها را گفتیم قرار و مدار بستیم و حتی خریدهای اولیه ی نامزدی انجام شد مادر دختر برای اطمینان خاطرِ بیشتر اجازه خواست آخرین تحقیق را داشته باشند تا با خیال آسوده تاریخ مراسم عقد را در نظر بگیرند ما هم استقبال کردیم اما شوربختانه مردود شدم زیرا از روی حسادت و خصومت تهمت هایی به من زده بودند که روحمان هم خبر نداشت نهایت اینکه صبح زود فردای آن روز پیکی از جانب مادر دختر رسید که ضمن عذر خواهی، وسایل مان را پس دادند و بار تهمت های نا روا را بر دوش بنده گذاشتند ت...
ادامه مطلب
چه آن ها که رفتند و آن ها که هستندچه آنان که فرهنگ هزار ساله ی اجدامان را پاس داشتند و چه آن هایی که از داشته هایمان حفاظت می کنندو سلام به نسل و فرزندان آنان که در کارهای عام المنفعه گام های مؤثر بر می دارند و خشت روی خشت می گذارند این عزیزان، فرزندان خودمان و از دل همین آب و خاک هستند که به نوعی کارهای نیمه تمام گذشتگان را تکمیل می کنند و دست به نو آوری هایی می زنند که اجداد حتی فکرش را هم نمی کردند نکوست کسانی که در راه آبادانی روستا دستی بر آتش دارند خدماتشان را بازگو کنند تا نسل فعلی وقتی دوره ها را قیاس می کنند از این همه کار و تلاش و بکار بردن دانش و تدبیر آگاه شوندوقتی از گذشته می گوییم و می نویسیم اینطور نیست که پیشرفت و تغییرات حال را نبینیم ولی نکته ای که باید مد نظر داشته باشیم ه...
ادامه مطلب
و سلام به مادران که با خمیر مایه عشق نان می پختندهمانگونه که اشاره شد ما وارثِ میراث هایی هستیم که شاید در غوغای شلوغیِ خبرهای راست و دروغ از این همه داشته ها بی خبریم و چون چشم هایمان پر شده از بی ارزشی ها ارزش ها را به درستی نمی بینیممیراث هایی مانند این همه کتاب و کتابخانه هاو سنت های حسنه ای که احسن بودندو بناهای مسکونی و تاریخی و معماری های بی بدیلو سردابه ها و حوض ها و آب انبارها و پل هاو این همه تکایا و حسینیه ها که گره خورده اند به عشق خاندان عصمت و طهارت (ع)و پذیرا شدن از این همه امام زادگانی که در طول تاریخ مهمان ایرانی ها شدندآنچه اشاره شد تنها یک نکته از هزاران است بنا بر این نمی توانیم خود را پیشرو و گذشتگان مان را پسرو بدانیم که اگر چنین کنیم تربیت خودمان هم زیر سؤال می روداف...
ادامه مطلب
خبر تلخ و ناگواری که جهان را در بهت فرو بردمردم ایران در شادی و غم ها و مصیبت های عمومی متحد و یکپارچه اند بارها نشان داده اند اگر در گوشه ای از این آب و خاک، اتفاق و حادثه تلخی روی دهد و یا احساس کنند غبار غم بر چهره ی مردم کشورشان نشسته بی درنگ در جهتِ ر رفع مشکلات تشریک مساعی می کنندخبری که کام همه را تلخ کرد؛مردم ِ ایران به محض اطلاع از سانحه بالگرد رئیس جمهور حترم و همراهانشان در جای جای کشور طبَق طَبَق دعاهایشان را به زیورِ بهترین واژه ها و کلمات آراستند و به آسمان فرستادند و ملتمسانه از خالق هستی بخش تمنای سلامتی رییس جمهورشان را کردند دعاهایی که در اماکن مذهبی شکل گرفت بی بدیل و درس آموز بود.از عصرگاهِ دیروز ایران و جهان منتظرند تا پیک شادی خبر مسرت بخش سلامتی رئیس جمهور را به سمع و ...
ادامه مطلب
ما خواب بودیم که گفتن همه چی عوض شدهگفتن همه چیز در حال پیشرفته اگه اونایی که خواب هستن بیدار نشن و اونایی که نشسته اند بر نخیزند و اونایی که راه می روند ندوند نمی رسندگفتن پاشید که زمین و زمان پیشرفت کرده بدوید تا از قافله تمدن عقب نمانید از شما چه پنهان ما هم شال و کلاه کردیم و زدیم به جعده(جاده) و روستا رو ترک کردیمدویدیم و دویدیم راه ها را در نوردیدیم تا که به شهر رسیدیم پرسیدیم آیا ما که زودتر آمدیم متجدد هم شدیم؟ گفتن نه هنوز خیلی مونده یک مدت که در شهر بمانی شهری می شویهنوز خستگی در نکرده بودیم که از حال همسایه ها شان پرسیدم یکی با خنده گفت:اینجا از همسایه خبری نیستگفتم این همه خانه...گفت هیچکس دیگری رو نمیشناسه!گفتم حیاط این خونه کدوم طرفه؟گفتن آپارتمان ها حیاط ندارن، گفتم آپارتمان ک...
ادامه مطلب
وقتی اقوام و همولایتی های شهری شده ام حسن و خوبی های شهر را بر می شمردند خواستم بگویم آن قدرها هم که فکر می کنید کلان شهر تعریف ندارد و شما نیز پیشرفت نکرده ایدخواستم بگویم بر خلاف تصور شما شهری ها ما روستائیان دایم در حال پیشرفت بوده و هستیم که با طیب خاطر و سعی وافر دسترنح خودمان را نوش جان می کنیمحتی برای تضمین سلامتی شان پیشنهادهایی داشتم ولی ترسیدم مطرح کنم چون می دانستم به دلیل دهاتی بودنم سخنم را نمی پذیرندمی خواستنم بگویم بندگان خدا از کوزه ی سفالی برای تصفیه ی آب استفاده کنید که هزار برابر بهتر است از اب های داخل پلاستیکِ زیان آور (معدنی)می خواستم بگویم به جای قرار دادن نان در سفره های پلاستیکِ سرطان زا برکت خدا را در سفره پارچه ای بگذارید.می خواستم بگویم نان را که داخل یخچال می گذ...
ادامه مطلب
سلام بر ماه رجب ماه ریزش رحمت الهیماه پر خیری که جز خداوند سبحان نمی تواند فضیلت و خیر و برکات و تواب هایش را محاسبه کند که فرموده اند: ثواب هر ذکر و زیارت و عبادتش بر ماه های دیگر برتری داردسلام بر ماه مبارک رجب، ماهِ خودسازیماه بهره بردن از فرصت هاماه پر فضیلت و نزول رحمتماه مولود کعبهسلام بر جایگاه والای ماه رجبسلام بر رجب نهری در بهشت که از عسل شیرینتر و از شیر سفیدتر استسلام بر ماه رجب ماه عبادت و استغفارماه رجب یعنی توفیق طی کردن راه هزارساله در یک شبدر این ماه کافی است عزم رفتن و بازگشت به ندای فطرت کنی استغفراللهرفتن این راه بستگی به اراده ی تو دارد هر کس به اندازه وسع خویش می تواند راه را طی کند و به اندازه همتش توشه بر گیردروزها و ماههایی با نام های زیبا از راه می رسند و برا...
ادامه مطلب
هشتم آذر 1402کرسی و دهها فواید فراموش شدهاز چراغ علاءالدین یاد کردیم که هم بخاری بود و هم آشپزخانه سیاراین آشپزخانه ی سیار در خیلی از خانه های همولایتی های مهاجر تهران نشین هم وجود داشت دلیلش این بود که نفت کمتری مصرف می کرد و فتیله ای داشت که چون شمع می سوخت تا گرمابخش باشدبا این حال تأکید می کنم این وسیله ی نو ظهور هر گز به گرد جناب کرسی نمی رسید زیرا کرسی نه فقط لذت گرما را به جسم و جان مان منتقل می کرد که آداب دور هم بودن و نگاه چهره به چهره و لبخند را نیز به ما یاد می دادامروز هم با سوار شدن بر بال خیال تاختی رفتم به دوران کودکی و خودم را زیر کرسی دیدم کرسی یعنی با هم بودن،یعنی گفتگوی چهره به چهره،یعنی هدیه کردن لبخند به یکدیگر، یعنی آگاه بودن از غم و شادی یکدیگر و...کرسی جزو فرهنگ و سن...
ادامه مطلب
هشتم آذر 1402کرسی درمان کننده درد پا و کمر و...این روزها خیلی ها به ویژه زنان و مردانِ ساکنِ بهمن آباد از پا درد و کمر درد رنج می برند همین عزیزان که خود جزو نسل های پیشین هستند واقفند در گذشته با آنکه هوا بسیار سرد و برفی و بارانی بود ولی چون مردم در طول پاییز و زمستان از کرسی استفاده می کردند گله مندیِ از دردِ پا و کمر یا نبود و یا اندک بود کرسی جزو فرهنگ و سنت ما ایرانی ها به ویژه روستا نشینان کویر بودهر کدام از ما خاطراتی از گرمای دلچسب کرسی داریم کرسی همان چهارپایه ای است که همه ی ما را دور هم جمع می کرد و بزرگ خانواده که معمولا" صدر نشین بود حکایات و خاطرات می گفت و مادر و مادر بزرگ ها نیز قصه گویی می کردندمردم در گذشته چیزهایی می دانستند که که نسل های بعدی از درک آن عاجز بودند به ع...
ادامه مطلب
هشتم آذر 1402سفر کردم به سوی بهمن آباد.نه بهر شادی و نه خاطری شاد در آنجا صحبت از مرگ و عزا بودتسلی دادنِ صاحب عزا بودیکی گفت مادرم ای نور دیدهغم سنگین سالگردت رسیدهبیامد رحمت الله در کنارتشود مرهم به قلب بی قرارتدگر گفتا که اکبر محترم بودحضور و بودن او مغتنم بودهمه گفتند از اخلاق خوبشز رفتار و ز کردار نکویشیکی گفت اکبر آقا خوب رفتیندیدی رنج جان دادن به سختیاز آنجا که نکرد بر کس جفایینبردند نام او با بی وفایینگویم این سبو افتاد و بشکستکه او محبوب بود و قلب نشکستندیدیم او دلی بشکسته باشدو یا راهی به مردم بسته باشدخوشا آنکس که نیک آمد به دنیاو با نام نکو رفت سوی عقباو خوش تر آنکه گر یاری نبودهبه دوش این و آن باری نبودهچه خوش باشد پس از رفتن و مردنبه نیکی و خوشی نام تو بردنمکن بر این و آن ...
ادامه مطلب