
چه آن ها که رفتند و آن ها که هستندچه آنان که فرهنگ هزار ساله ی اجدامان را پاس داشتند و چه آن هایی که از داشته هایمان حفاظت می کنندو سلام به نسل و فرزندان آنان که در کارهای عام المنفعه گام های مؤثر بر می دارند و خشت روی خشت می گذارند این عزیزان، فرزندان خودمان و از دل همین آب و خاک هستند که به نوعی کارهای نیمه تمام گذشتگان را تکمیل می کنند و دست به نو آوری هایی می زنند که اجداد حتی فکرش را هم نمی کردند نکوست کسانی که در راه آبادانی روستا دستی بر آتش دارند خدماتشان را بازگو کنند تا نسل فعلی وقتی د...
ادامه مطلب
هشتم آذر 1402کرسی و دهها فواید فراموش شدهاز چراغ علاءالدین یاد کردیم که هم بخاری بود و هم آشپزخانه سیاراین آشپزخانه ی سیار در خیلی از خانه های همولایتی های مهاجر تهران نشین هم وجود داشت دلیلش این بود که نفت کمتری مصرف می کرد و فتیله ای داشت که چون شمع می سوخت تا گرمابخش باشدبا این حال تأکید می کنم این وسیله ی نو ظهور هر گز به گرد جناب کرسی نمی رسید زیرا کرسی نه فقط لذت گرما را به جسم و جان مان منتقل می کرد که آداب دور هم بودن و نگاه چهره به چهره و لبخند را نیز به ما یاد می دادامروز هم با سوار شد...
ادامه مطلب
هشتم آذر 1402کرسی درمان کننده درد پا و کمر و...این روزها خیلی ها به ویژه زنان و مردانِ ساکنِ بهمن آباد از پا درد و کمر درد رنج می برند همین عزیزان که خود جزو نسل های پیشین هستند واقفند در گذشته با آنکه هوا بسیار سرد و برفی و بارانی بود ولی چون مردم در طول پاییز و زمستان از کرسی استفاده می کردند گله مندیِ از دردِ پا و کمر یا نبود و یا اندک بود کرسی جزو فرهنگ و سنت ما ایرانی ها به ویژه روستا نشینان کویر بودهر کدام از ما خاطراتی از گرمای دلچسب کرسی داریم کرسی همان چهارپایه ای است که همه ی ما را د...
ادامه مطلب
هشتم آذر 1402سفر کردم به سوی بهمن آباد.نه بهر شادی و نه خاطری شاد در آنجا صحبت از مرگ و عزا بودتسلی دادنِ صاحب عزا بودیکی گفت مادرم ای نور دیدهغم سنگین سالگردت رسیدهبیامد رحمت الله در کنارتشود مرهم به قلب بی قرارتدگر گفتا که اکبر محترم بودحضور و بودن او مغتنم بودهمه گفتند از اخلاق خوبشز رفتار و ز کردار نکویشیکی گفت اکبر آقا خوب رفتیندیدی رنج جان دادن به سختیاز آنجا که نکرد بر کس جفایینبردند نام او با بی وفایینگویم این سبو افتاد و بشکستکه او محبوب بود و قلب نشکستندیدیم او دلی بشکسته باشدو یا ر...
ادامه مطلب
هشتم آذر 1402هر کس زادگاهی دارد که به آن سر زمینِ مادری می گویدهر کس جا و مکانی را که در آنجا به دنیا آمده وطن و پاره تن می نامدهر کس در سینه اش عشق و شاید هم عشق هایی را می پروراند که یکی از آن ها وطن اوستهر کس به گونه ای متفاوت عشق هایش را به پای وطنش می ریزدهرکس به نحوی با زادگاهش عشق بازی می کندعشق ورزیدن به زادگاه ویژگی همه ی موجودات است به همین دلیل بسیاری از حیوانات را نمی توان از زادگاه شان راند به ویژه موجوداتی که بال پرواز دارند در غیر زادگاه شان ماندنی نیستند این مهم را خیلی ها تجربه ...
ادامه مطلب
هشتم آذر 1402بدرقه ی مرحوم اکبر علی دایی تا نورستان و سپردن شان به خاکپس از آخرین وداعِ مرحوم با خانه و خانواده، جمعیتِ قابل ملاحظه ای که برای تشییع آمده بودند مرحوم را با احترام تا نورستان بدرقه کردند نماز میت به امامت حجت الاسلام معلمی اقامه شد پیش از خاک سپاری بر بلندای تپه ی خاک ایستادم حاضرین را دعوت به سکوت کردم خانم ها به خوبی همراهی و سکوت کردند می خواستم در باره ی خانه ی ابدی و سفر بی بازگشت سخن بگویم اما وقتی به تابوت و حالِ زار بازماندگان به ویژه مادر میت نگاه کردم زبانم از سخن گفتن ب...
ادامه مطلب
ماه محرم که از راه می رسد همگی زیر خیمه ابا عبدالله الحسین علیه السلام جمع می شویم عزاداری می کنیم و صله رحم نیز بجا می آوریم اما شوربختانه در مراسم عاشورا و در هیئت ها وقتی از دیدن بعضی از عزیزان مان نومید می شویم از خود می پرسیم کجا رفتند یاران و رفیقان؟اطراف مان که پر است از اعضای خانواده و اقوام و خویشان و همولایتی ها و همسایه ها، قدرشان را نمی دانیم و حتی صدایشان را نمی شنویم ولی به محض خاموشی صداها نبودنشان را احساس می کنیم و فریاد می زنیم...در نوشته ی پیش رو تا جایی که حافظه یاری نمود سعی...
ادامه مطلب
مردمِ خوش طینتِ بهمن آبادسلام ما به تک تک شما بادمبارک امسال و همه سال هادور باشید از همه ی بلاهاسال نو آمد تن تان سلامتسفره هاتون پر نون و با برکتآنچه که شاهد بودم از دیربازبا سخاوت بودید و مهمان نواز روستایی یعنی شرف و صداقتکه حق به او کرده نگاه رحمت یک خداقوت به شما عزیزانبهاری باشید و نبینید خزانمحصولتان دور شود ز آفاتهر گز بلا نبیند آب قناتمیراث اجداد ما یعنی کاریزهست برای همه ی ما عزیزروستا که چشمه و قناب ندارهچه فرقی با زمین بایر داره؟زندگی وقتی می شود با ثباتکه همچنان بجوشد آب قناتجا ...
ادامه مطلب
دید و بازدیدهای عید نوروزامروز می خواهیم نگاهی داشته باشیم به دید و بازدیدهای ایام عید نوروز یکی از بزرگترین و مهمترین آداب و رسوم در بهمن آباد (رفت و آمد را برای شب نشینی به کار می بردند و دید و بازدید را برای عید نوروز)خاطرات سال هایی را ورق می زنم که داشته هایمان کاشته هایمان را رونق می بخشیدند و چون چشم و همچشمی نبود اضطراب نداشته ها در زندگی مان معنی نداشت به عبارتی چیزی به عنوان بر هم زننده ی آرامش در درون مان لانه نمی کرد در آن روزگار پدرانِ مکتب نرفته ولی با سواد درک خوبی از شکر کر...
ادامه مطلب
دید و بازدیدهای عید نوروزدگر بار دفتر خاطرات دلمان را ورق می زنیم و روزهایی را می خوانیم که سنت حسنه ی عید دیدنیِ نوروز جایگاه خاصی داشت ولی افسوس که این سنت نیکو و خدا پسندانه می رود تا در گذر زمان برای همیشه به دست فراموشی سپرده شودالبته سنت های حسنه ی فراوانی در نوروز هست مثلِ خانه تکانیآراسته و پیراسته شدنلباس نو پوشیدن در حد بضاعت و متعارفحضور در حرم امامان و امام زادگان هنگام تحویل ساززیارت اهل قبورعیدی گرفتن و عیدی دادنرویاندن سبزه و... ولی به قول جناب سعدی ؛ همه گویند ولی گفته ی سعدی د...
ادامه مطلب
کُش دِسمال کِردنتمام مقدماتِ انتخابِ عروس آینده کاملا" سِری و قرار و مدارهای مربوطه از دید نزدیک ترین کسان فامیل پنهان بود مثلا" می گفتن:مراقب باش عموت متوجه نشه که فوری همه جا را پر میکنه خاله صغرا هم از عموت بدتره، همسایه ها هم ...پس از جواب مثبتِ خانواده ی عروس،بلافاصله صحبت از کُشِ دِسمال کردن عروس به میان می آمد مادر داماد که قبلا" با خودش نخ آورده بود پای عروس را با نخ اندازه می کرد تا هر کس به شهر(سبزوار) رفت یک جفت کفش برای عروس آینده اش بیاورد در این اواخر،زحمتِ خرید کفش از شهر بر دوش م...
ادامه مطلب
خواستگاري و مراسم عروسی در گذشتهاشاره شد جواني که قصد ازدواج داشت چندین دختر را برایش وَر می دادند(نام می بردند) ولی در گذشته ی دورتر عروس Hینده حتی در غیاب پسر انتخاب می شد این شیوه ازدواج منحصر به بهمن آباد نبود که در برخی روستاها دختر و پسر، پس از عقد و محرم شدن همدیگر را می دیدند جالب است بدانید که از این ازدواج بسیار هم راضی بودند البته اکنون در بخشی از کشور هنوز هم پسر و دختر تا زمان عروسی همدیگر را نمی بینند!از قدیم ریش سفیدان در جامعه جایگاه منحصر به فردی داشتند از این رو بعد از انتخاب د...
ادامه مطلب
مادر عروس داماد دوست است و پدر عروس...به دلیل مهربانی های مادر عروس که در غیاب پدر عروس برنامه دیدار دختر و دامادش را فراهم می کرد از قدیم مادرها را داماد دوست می دانستند و پدر عروس را...البته دامادها هم نظر بهتری به مادرخانم شان داشتند با همین نگاه در حمل علف از صحرا و آوردن چند بغل هیزم و بِجه (وجین) و دیگر کارها مادر زن را یاری می کردند حتی گاهی به بهانه آب آوردن از چشمه برای مادر خانم، برنامه دیدار با زن عقد کرده میسر می شد که البته خانم های همسایه و فامیل های نزدیک هم به یاری این دو جوان ...
ادامه مطلب
هیچ کجا همچو وطن نباشددوست تر از پاره ی تن نباشدروز پایانی حضورم در بهمن آباد دگر بار دلم هوای رفتن به نورستان می کند تا آخرین دیدار را با عزیزان سفر کرده ابدی داشته باشم تصورم این بود که پیدا کردن و حضور بر مزار دوستانِ مد نظرم زمانبر است ولی گویی بسیاری از آن ها مانند دوران حیات شان مرا به جانب خود می خوانند اینجا من هستم و گورستانی به وسعت آدم های یک شهر بزرگ و یک دنیا خاطرات روزهای با هم بودن و بی هم شدن،من هستم و قبور همولایتی هایی که مقیم بوده اند و آرامگاه عزیزانی که سال ها در تهران ...
ادامه مطلب
هیچ کجا همچو وطن نباشددوست تر از پاره ی تن نباشدامام زادگان بهمن آبادادر ساعات پایانی سفر به محل امام زاده ها رفتم در یک لحظه به دورانی فکر کردم که فضای حرم امام زاده ها متناسب حضورِ مردم روستای خودمان و زائران روستاهای مجاور بود ولی با افزایش جمعیت و سهل شدنِ سفر، توسعه فضای حرم امام زاده بیش از پیش احساس می شد که جا دارد خدا قوت بگوییم به بانیان و خیرین و دست اندر کاران و همت کنندگان و کمک کنندگانی که برای توسعه این مکان شریف گام های مؤثر بر داشته اندنوشتن در باره ی امام زاده ها نیازمند فرصت و...
ادامه مطلب
سال 1400 هم با همه ی فراز و نشیب هایش به پایان رسیدهرسال که می گذرد از خانه هایی غریو و هلهله ی جشن و شادی بر می خیزد و از خانه هایی هم صدای شیون به گوش می رسد این طبیعت دنیاست که روزی بزرگترها در خانه ای دور هم جمع می شوند تا برای مکان بر پایی جشن عروسی و تعداد میهمانان، شور و مشو...
ادامه مطلب
دوران کودکی ام در روستا شکل گرفت بدیهی استxa0 که باید خاطرات فراوانی از مردم و کوچه پس کوچه های پر جمعیت آن روزها داشته باشم.با مرور خاطرات آن دوره، دلتنگ همان کوچه پس کوچه های خاکی و گلی زادگاهم می شوم...
ادامه مطلب
روستا کجاست؟روستا جاییxa0 است که تو را به ریشه و گذشته ات پیوند می دهد.جایی که از کوچه هایش هیچ صدایی بر نمی آیدجایی که مالکان اصلیِ زمین های صحراxa0 سالهاست درxa0 دل خاک مسکن کرده است.روستا جایی است که شاد...
ادامه مطلب
سلام بر برج و بارو های بهمن آباد؛xa0نماد ایستادگی و صبر و استقامتجناب برج! دیدن تو مرا می بَرَد به صدها سال پیش از این،گویی صدای سازندگان و قراولانِ آن روزگار و حتی بودنشان را احساس می کنم.به همین دلیل ...
ادامه مطلب
بهمن آباد و عبرت های روزگار(4)میزانِ امسال برای کشاورز بهمن آبادی نا میزان بود!همولایتی عزیز!می دانم این روزها وقتی به صحرا می روی افکارت تو راxa0 می بَرَد بهxa0 گذشته و تو خواسته یا ناخواسته به دورانی فک...
ادامه مطلب