بهمن آبادخبر

متن مرتبط با «روز» در سایت بهمن آبادخبر نوشته شده است

غدیر روز بیعت با امیرالمؤمنین

  • نیلوبلاگ

    کاروان بر گشته از حج با شتابهمچنان می رفت کامد این خطابآمد این فرمان ز سراج منیرحاجیان گردِ هم آیند در غدیردر غدیر روزی که شد اکمال دینآیه نازل شد به ختم المرسلینجبرئیل آمد و آورد این پیامیا محمد(ص) کن رسالت را تمامگر رسانی این پیام و این بلاغراه روشن می شود با این چراغهر که بعد از این پیام حق شنیدعاملش باشد عزیز رو سفیدهر رَونده گر نرفت از این راهعاقبت او سر نگون افتد به چاهجانشین خویش را کن انتخابتا ببیند آب را و نی سرابگو که هر کس را منم مولای اوبعد از این باشد علی مولای اوامر خالق را پیام...

    ادامه مطلب
  • درد سرهای با کلاس و امروزی بودن(1)

  • نیلوبلاگ

    وقتی دَوَندگی جای زندگی را می گیرد...از وقتی مردم به دو دسته ی دهاتی و شهری و متمدن و بی تمدن و با کلاس و بی کلاس تقسیم شدند فاصله ی دل ها نیز روز بروز بیشتر شدبا فاصله و شکافِ طبقاتی و ظهور پدیده ی تکنولوژی صله ارحام و دید و بازدیدها و شب نشینی ها و نگاه های چهره به چهره نیز فراموش شدندوسایل ارتباطی که قرار بود دل ها را به هم نزدیک کند روز بروز در فاصله انداختن قلب ها طرحی نو در انداخت و به جدایی ها دامن زداز وقتی زرق و برق زندگی جایگزین ساده زیستی شد مردم هم گرفتار چشم و همچشمی شدنداز وقتی آپا...

    ادامه مطلب
  • روزی که رو به شهر و پشت به روستا کردم(1)

  • نیلوبلاگ

    ما خواب بودیم که گفتن همه چی عوض شدهگفتن همه چیز در حال پیشرفته اگه اونایی که خواب هستن بیدار نشن و اونایی که نشسته اند بر نخیزند و اونایی که راه می روند ندوند نمی رسندگفتن پاشید که زمین و زمان پیشرفت کرده بدوید تا از قافله تمدن عقب نمانید از شما چه پنهان ما هم شال و کلاه کردیم و زدیم به جعده(جاده) و روستا رو ترک کردیمدویدیم و دویدیم راه ها را در نوردیدیم تا که به شهر رسیدیم پرسیدیم آیا ما که زودتر آمدیم متجدد هم شدیم؟ گفتن نه هنوز خیلی مونده یک مدت که در شهر بمانی شهری می شویهنوز خستگی در نکرده...

    ادامه مطلب
  • روزی که رو به شهر و پشت به روستا کردم(2)

  • نیلوبلاگ

    وقتی اقوام و همولایتی های شهری شده ام حسن و خوبی های شهر را بر می شمردند خواستم بگویم آن قدرها هم که فکر می کنید کلان شهر تعریف ندارد و شما نیز پیشرفت نکرده ایدخواستم بگویم بر خلاف تصور شما شهری ها ما روستائیان دایم در حال پیشرفت بوده و هستیم که با طیب خاطر و سعی وافر دسترنح خودمان را نوش جان می کنیمحتی برای تضمین سلامتی شان پیشنهادهایی داشتم ولی ترسیدم مطرح کنم چون می دانستم به دلیل دهاتی بودنم سخنم را نمی پذیرندمی خواستنم بگویم بندگان خدا از کوزه ی سفالی برای تصفیه ی آب استفاده کنید که هزار بر...

    ادامه مطلب
  • روز پدر بر پدران مبارک

  • نیلوبلاگ

    ☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️کشتی اسلام را لنگر علی استامت آزاده را رهبر علی استسیزده ماه رجب ماه خداستروز میلاد امام الاولیاستدر میان کعبه یک زیبا پسرشد به دنیا تا شود فخر بشردر چنین روز، مظهر صدها گهرپرتو حق گشت در او جلوه گرآسمان شیرین شد از شهد و شکرزانکه میلادش شده روز پدردر شب تاریک مهِ تابان پدرداروی هر درد را درمان پدرای پدر ای یار و همراهِ معینبهر فرزندان بر انگشتر نگینهست نام و یاد و راهت افتخاررحمت حق بر تو بادا بی شماربودی و هستی انیس و مونسمبی تو تنها و غریب و بی کسمرنج هایت گر...

    ادامه مطلب
  • روز قیامت و حق الناس

  • نیلوبلاگ

    یک شبی دیدم قیامت را به خوابروز محشر بود و من در پیچ و تاببا خودم گفتم نمازها خوانده امواجبِ حق را به جا آورده امزانکه خوردم لقمه از راه حلالدور خواهم بود از رنج و ملالنامه ی اعمال دادند دست راستهمچو دنیا گفتم از لطف خداستنامه را خواندم با شور و نشاطساده و آسان گذشتم از صراطدیگران بودند در افسوس و آهاز روی پل می فتادند قعر چاهمردمانی هم بدیدم نیک بختلیک بسیاری اسیر و تیره بخت دیگرانی هم چو من اندر سروراز غم رنج و محن بودند دور تا رسیدیم بر در باغ بهشتدیدم آنجا رویدادی بس شگفتبر در جنت شدم همچون...

    ادامه مطلب
  • قلم بنویس از دیروز و امروز

  • نیلوبلاگ

    فلم بنویس دنیا گشته بی رحمزند همنوع بر همنوع خود زخمقلم بنویس از رنج جدایینویس از مردمان روستاییقلم بنویس ز روستاهای دیروزز رنج دوری و غم های امروزنویس از حال و احوالات رفتهز اخلاق و ز فرهنگ گذشتهقلم بنویس وفاداری کجا رفتصفا و مهر و خوبی ها چرا رفتنویس از سفره های با قناعتنویس از طبع بالا و مناعتز سر سبزیِ صحراهای دیروزز کم آبی و خشکسالیِ امروزقلم بنویس کو آن باغ و بستانکجا رفت آن همه برف زمستاننویس از نا سپاسی های نعمتکه نعمت را بَدَل کردیم به نقمتقلم بنویس چه شد رحم و مروتچه شد آن مهرورزی و مح...

    ادامه مطلب
  • حال و روز مساجد این روزها و سال 1357

  • به یاد روزهایی که گذشت

  • نیلوبلاگ

    گاه گاهی دل هوای حال دیرین می کندیاد ایام و شب و حالاتِ شیرین می کندیاد روزهایی که بودیم در کنار دوستانیاد یارانی که بودند همچو گل دربوستانیاد بازی ها و دعواها و قهر و آشتییاد گرد و خاک و آب سالم و بهداشتییاد شب های زمستون و چغندرهای داغیاد زردک های سرد و یاد چایی های داغیاد بابا آب داد و یاد روستای سویزیاد دوستانی که هستند همچنان بهرم عزیزیاد حاضر گفتن اکبر که دایم خواب بودیاد اصغر که همیشه صبح ها بی تاب بودیاد شاگرد کلاس با قد کوتاه و زرنگیاد آداب و ادب و دوری از حرف جفنگیاد بادا شب نشینی ها...

    ادامه مطلب
  • وضع پر التهاب این روزهای کربلا(1)

  • نیلوبلاگ

    شمر در کوفه بر طبل جنگ می کوبد!اوضاع و احوال کربلا با ورود لشکر عظیم پسر سعد آنهم در برابر لشکر محدود امام علیه السلام هر لحظه ملتهب تر می شود امیران لشکر عبیدالله هر کدام می خواهند گوی سبقت را در نا جوانمردی از دیگری بربایند پیک ها نیز مدام بین کوفه و کربلا و شام در حرکت اند و اوضاع را گزارش می کنند ابن سعد می خواهد عبیدالله را از جنگ منصرف کند با این رویکرد قاصدی را نزد امام(علیه السلام) فرستادفرستاده عمر سلام کرد و نامه ابن سعد را به امام تقدیم نمود و عرض کرد: مولاى من! چرا به دیار ما آمده اى...

    ادامه مطلب
  • وضع پر التهاب این روزهای کربلا(2)

  • نیلوبلاگ

    آیا در کربلا بین لشکر ابن زیاد کسی نبود که حقانیت امام حسین علیه السلام را تصدیق کند؟پاسخ؛فراوان بودند اما...ار گفتگوی امام علیه السلام و عمر سعد در عصر تاسوعا چنین بر می آید که حتی عمر سعد هم به حقانیت امام(ع) پی برده بود و منطق حضرت را قبول و تصدیق می کرد تنها عذرش ترس از بی رحمى و قساوت یزیدیان بود که بهانه ای بیش نبود! زیرا بر خلاف آنچه پسر سعد از ترس واکنش عبیدالله در برابر مخالفتش با جنگ و پیوستن به حسین(ع) می گفت دنیا خواهی و حب نام و نان و مقام او را به بد عاقبتی و نکبت کشاند.اسناد می گو...

    ادامه مطلب
  • روزهای پر التهابِ کربلا(4)

  • نیلوبلاگ

    وقتی لقمه های حرام مانع شنیدن صدای حق می شود!روزهای پر التهاب برای خاندان اهل بیت علیه السلام از پی هم می آیند و می روند کودکان دمی از بزرگترها جدا نمی شوند در این میان نقش کوه صبر و متانت و تقوا حضرت زینب کبری(س) در آرامش دادن به کودکان و زنان حرم بی بدیل است لشکر از همه سو به کربلا سرازیر شده است با این که جنگ حتمی به نظر می رسد ولی امام (علیه السلام) در هر گام به اتمام حجّت مى پردازد تا هیچ کس فردا ، ادّعاى بى اطّلاعى نکند اما افسوس که گوش شنوایی برای شنیدنِ حرف حق نیست خوارزمی می گوید: روز ع...

    ادامه مطلب
  • دل نوشته ای برای امروز نه فردا!

  • نیلوبلاگ

    پاییز سال جاری را به تاریخ سپردیم و تولدمان را که هر روز در بی خبری مان شکل می گیرد به خودمان تبریک می گوییم و یاد زنده ها و عزیزان سفر کرده را گرامی می داریمجمعه روز دلگیر و دلگیری نیستجمعه روز دل دادن و دل سپردن استو اگر احساس دلتنگی داشته باشیم بی شک، دل مان در گرو چیزی است که باید برای بدست آوردنش تلاش و دعا کنیم.روز جمعه باید غم را به باد سپرد و غصه ها را نا چیز شمردروز جمعه روز رهایی است باید از خود رها شد و برای در بند های برزخی دعا کردرها می شویم از تفکر و تعلقاتی که جز در بند شدن و اس...

    ادامه مطلب
  • به بهانه 16 آذر روز دانشجو

  • نیلوبلاگ

    سلام بر دانشجو و روز دانشجوتاریخ را که ورق می زنیم به روز 16 آذر 1332 می رسیم روزی که یک مهمان نا خوانده و اجنبی بنام ریچارد نیکسون معاون رئیسجمهور وقت ایالات متحده آمریکا (حدود 4 ماه پس از کودتای ننگین 28 مرداد) وارد دانشگاه می شود و با کمال وقاحت از روی خون سه دانشجو (مصطفی بزرگنیا و احمد قندچی و مهدی شریعترضوی) رد می شود و با این عمل ننگین، نوکر بی اختیارش مهمان نوازی را به کمال می رساندآن روز در حالی که سازمان های حقوق بشر و مدافعان آزادی در خواب مستانه بودند و دیدبان ها دیده هاشان کور شده ب...

    ادامه مطلب
  • آنکه شب بار کند روز به مقصد برسد(2)

  • نیلوبلاگ

    روز، روشنی بخش است و شب آرامش بخشیکی از ویژگی های شب سکوت و آرامش و شنیدن صداهایی است که در روز قادر به شنیدنشان نیستیماتفاق هایی که در شب رخ داده در روز اتفاق نیفتاده است مانند شب قدر که در چنین شبی قرآن و خیرات و برکات نازل شده و عبادت و احياي آن معادل بيش از هزار ماه است.همچنین رحمت خاص خدا شامل حال بندگان ميu200f شود و فرشتگان و روح در آن شب نازل ميu200fگردند ولی این ها نمی تواند دلیلِ برتری شب بر روز  و یا روز بر شب باشد که هر  شب و روز، آیات و نشانه های الهی هستند اما اکنون می خو...

    ادامه مطلب
  • آنکه شب بار کند روز به مقصد برسد(3)

  • نیلوبلاگ

    یا رب دل پاک و جان آگاهم دهاستاد فرمود: شب هنگاه بر خیز و تاریکی شب را بشکن و عزم سفر کنبرای رسیدن به مقصد باید بار مزاحم و بی مصرف و بد مصرف را دور بریزی آنکه  سکبار است سبک بال می شودوای به حال کسی که بار دیگران را نیز بر دوش کشد او چگونه می تواند از جاده های پر پیچ و خم و صعب البور و  وحشتناک گذر کند؟بارهای زائد و مزاحمی که سال ها بر دوش می کشیدم سفر را بر من سخت و اوقاتم را تلخ کرد استاد پیش از این فرموده بود راه باریک و سخت است و در مقصد چیزی یافت نمی کنم جز آن چیزهایی که پیش از ر...

    ادامه مطلب
  • آنکه شب بار کند روز به مقصد برسد(4)

  • نیلوبلاگ

    «انسان با همتش پرواز میکند، چنانکه پرنده با دو بالش».مسافر این راه از مدت زمانِ رسیدن و مسافت راه نمی پرسد که ممکن است کسی سال ها در راه باشد(آیا برسد یا نرسد) و دیگری راه صد ساله را یک شبه طی کند سرعت برای در نوردیدن راه، علل و عواملی دارد که از حوصله بحث مان خارج است گرچه می توان گفت آغاز این سفر، زمان کوچ از پوچی هاست و هجرت برای دیده به دیدار حق گشودن استمسافر شب، بی توجه به نور حسی با نور معرفت و معنویت و روشنیِ درون حرکت می کند آنچه را دیگران با چشم حسی نمی بینند او با چشم باطن می بیند شب ...

    ادامه مطلب
  • پند معنا دارِ پسر امروزی به پدر قدیمی خودش(6)

  • نیلوبلاگ

    و پاسخِ حکیمانه ی پدر پیر به پسر گستاخ!پسرکم! من نیز روزگاری چون تو جوان و تنومند بودم شاید هم خیره سر!گاه در خلوت به خودم و گذشته ام فکر می کنم به گمانم تاوان رفتار و کرداری را می دهم که با پدر خود د...

    ادامه مطلب
  • به مناسبِ ولادت با سعادت حضرت علی(ع) و روز پدر

  • نیلوبلاگ

    به مناسبِ ولادت با سعادت حضرت علی(ع)و روز پدرروزها را با سرانگشتانش شماره می کرد و زیر لب چیزی می گفت،خودم را به استاد نزدیک و نزدیک تر کردم دلم بی طاقت شد پرسیدم؛ استاد! به نظر می رسد زیر لب چیزی با ...

    ادامه مطلب
  • «بهانه ای برای نوشتن در مقام و روز پدر»

  • نیلوبلاگ

    در وصف تو چه بنویسم که قلم از نوشتن و زبان از سخن گفتن باز می ماند؟پدر عزیزم!روز پدر که از راه می رسد حسرت روزهای رفته را می خورم روزهایی که تو با من بودی و من با خودم بودم.xa0روزهایی که تو تمامِ بودنت ...

    ادامه مطلب