بهمن آبادخبر

متن مرتبط با «بودن» در سایت بهمن آبادخبر نوشته شده است

درد سرهای با کلاس و امروزی بودن(1)

  • نیلوبلاگ

    وقتی دَوَندگی جای زندگی را می گیرد...از وقتی مردم به دو دسته ی دهاتی و شهری و متمدن و بی تمدن و با کلاس و بی کلاس تقسیم شدند فاصله ی دل ها نیز روز بروز بیشتر شدبا فاصله و شکافِ طبقاتی و ظهور پدیده ی تکنولوژی صله ارحام و دید و بازدیدها و شب نشینی ها و نگاه های چهره به چهره نیز فراموش شدندوسایل ارتباطی که قرار بود دل ها را به هم نزدیک کند روز بروز در فاصله انداختن قلب ها طرحی نو در انداخت و به جدایی ها دامن زداز وقتی زرق و برق زندگی جایگزین ساده زیستی شد مردم هم گرفتار چشم و همچشمی شدنداز وقتی آپا...

    ادامه مطلب
  • دردسرهای با کلاس بودن

  • نیلوبلاگ

    یاد بادا زندگی بی کلاسصد درود بر مردمان حق شناسدوره های پر نشاط و دلخوشیوآن همه دلدادگی و سر خوشینه غمی بود از نگاهِ دیگراننه افاده داشتیم بر این و آنبی کلاسی داشت خود یک عالمیقلب ها خوش می تپید در سالمیخانه های آن زمان یادش به خیرباغچه و ماهیِ حوض یادش به خیر کوچه هامان بود در امانساکنان کوچه بودند بهترانسایه همسایه ها بود مستدامرفت و آمد بود و عز و احترامشب نشینی ها و بگو و بخندحرف های شهد و شیرین تر ز قند قلب ها پر بود از مهر و صفابود بین همسران عشق و وفازندگی در زیر سقف آسمانلذتی بهتر ...

    ادامه مطلب
  • محمد حسن و رعنا هردو عاشق بچه بودند اما...(9)

  • نیلوبلاگ

    محمد حسنxa0که سخت مخالفِ خیالبافی و خرافات و باورهای همسرشxa0بودxa0در ادامه گفت: دامنه ی خرافات بسیار گسترده است که دخیل بستن و از درخت و ...حاجت خواستن مشتی است نمونه ی خروار،شما همین عطسه کردن ناقابل را ببینید چگونه جامه ی تقدس بر او پوشانده اند؟ برخی عطسه راxa0 به صبر کردن مربوط می سازند تا جایی که کارهای مهم خودشان را با آمدن عطسه تعطیل می کنند این در حالی است که رهبران و بزرگان دینی،می فرمایند: هرگاه یکی از شما عطسه کرد در حق او دعا کنید و بگویید:«یرحمکم الله»«رحمت خدا شامل حال شما گردد» و ...

    ادامه مطلب
  • محمد حسن و رعنا هر دو عاشق بچه بودن اما...(10)

  • نیلوبلاگ

    محمد حسن گفت: روز گذشته خیلی حرف زدم شاید حرف های من مورد قبول شما واقع نشده باشه که این بستگی به نظر خوتان دارد ولی بارها و همه جا گفته امxa0 اگر خدا به من فرزند نداده،در عوض همسر خوب و شایسته ای داده که برایم مایه دلگرمی است شما در داشته ها و نداشته هایم بهترین شریک زندگی امxa0 بوده اید xa0اگر به موفقیت های کاری و اجتماعی وxa0 مادیxa0 رسیده ایم هر دوی ما نقش داشته ایم و اگر دستِ حمایت و زبان تشویق شما نبود اینجایی که الآنxa0 هستیم نبودیم. رعناخانم همانطور که به حرف های شوهرش گوش می داد احساسات...

    ادامه مطلب
  • محمد حسن و رعنا هر دو عاشق بچه بودن اما...(11)

  • نیلوبلاگ

    رفتن محمد حسن و رعنا به مشهد مقدس سرانجام با همدلی و تفاهم،محمد حسن و رعنا خانم راهی مشهد شدند این زوج که هر کدامشان جداگانه نذر کرده بودند در واقع هدف مشترک داشتند.به مشهد که رسیدند پیش از اسکان،یک راست به حرم رفتند تا ادب را کامل بجا آورده باشند. وارد فضای روحانی حرم که شدند نتوانستند جلوی اشک هایشان را بگیرند،از آن جا که آداب زیارت را خوب می دانستند زیارتِ کامل و جامعxa0 به جا آوردند و با خضوع از حرم خارج شدند و به دنبال مسکن رفتند. فردای آن روز این دو زائری که از راه دور خودشان را به چنین مک...

    ادامه مطلب
  • محمد حسن و رعنا هر دو عاشق بچه بودن اما...(12)

  • نیلوبلاگ

    در قسمت11 اشاره کردیم محمد حسن در پاسخxa0 به صحبت های حاج آقا می گوید:حاج آقا،سید بزرگوار الآن باید چه کار کنیم؟ سید گفت:زیارت که کردی برگرد به شهری که در آن زندگی می کنیددر آن جا نزد پزشک برو،دارو ی تجویز شده را طبق دستو طبیب مصرف کنید،درپایان دوره،اگر نتیجه گرفتید برای عرض تشکر خدمت آقا می رسید و اگر هم نتیجه نگرفتید مشرف شوید خدمت امام هشتم ان شاءالله خیر است. xa0محمد حسن و رعنا خانم پس از چند روز اقامت در مشهد و زیارت امام رضا(ع)شهر را ترک کردند هر دو زائرxa0 از آمدنشان به مشهد الرضا راضی بو...

    ادامه مطلب
  • محمد حسن و رعنا هر دو عاشق بچه بودن اما ...(13)

  • نیلوبلاگ

    Ghasem, [۲۷.۱۱.۱۷ ۲۰:۲۳] محمد حسن و رعنا هر دو عاشق بچه بودن اما ...(13) محمد حسن گفت:رعنا جان یادت هست یک سال و نیم پیش وقتی به پابوس امام هشتم(ع) رفتیم آن سید خوش سیماxa0 در آرامگاه شیخ حر عاملی به ما گفت:برای بچه دارد شدن، ابتدا باید نزد پزشک برویم و دارو ی تجویز شده را طبق دستور مصرف کنیم؟ رعنا گفت:خب رفتیم و داروهای تجویز شده را هم مصرف کردیم کو نتیجه؟ xa0محمد حسن:سید این را هم گفت:درپایان دوره،اگر نتیجه گرفتید برای عرض تشکر خدمت آقا برسید و اگر هم نتیجه نگرفتید مشرف شوید خدمت امام هشتم ان ...

    ادامه مطلب
  • محمد حسن و رعنا هر دو عاشق بچه بودن اما ...(14)

  • نیلوبلاگ

    دربخش 13 آوردیم که بچه دار نشدن محمد حسن و رعنا یک طرف و نیش و کنایه های مردم هم یک طرف،نیش هاییxa0 که زندگی را بر این زوج تلخ کرده بود بعضی ها به ظاهر از روی دلسوزی می گفتند: تقصیر از رعناست که بچه دار نمی شوند والله محمد حسن خیلی رعنا را دوست دارد که تا حالا ازدواج نکرده هرکسی جای این مرد بودتا حالا صبر نمی کرد و ازدواج مجّدد کرده بود! چند روز بعد همان زن ها دور هم جمع می شدند و می گفتند::نه بابامثل این که دکتر گفته:محمد حسن خودش مشکل داره،بنده خدا رعنا به پای این مرد سوخت و دود نکرد هر زن دیگ...

    ادامه مطلب
  • محمد حسن و رعنا هر دو عاشق بچه بودن اما ...(15)

  • نیلوبلاگ

    دربخش 14 اشاره کردیم در یکی از روزهای بهاری محمد حسن و همسرش به بوستان رفتند تافارغ از فکر بچه، در هوای پاکیزه ی آن روز قدم بزنند گل بگویند و گل بشنوند در حال قدم زدن،صحبت از خاطراتِ روزهای قبل و بعد از شروع زندگی، پیش آمد که رعنا خانم بغض کرد و گریه امانش نداد، محمد حسن که شگفت زده شده بود گفت:رعناجان امروز اومدیم بیرون تا... محمد حسن گفت رعناجان ما اومدیم بیرون تا فارغ از فکر بچه، ساعتی را با هم قدیم بزنیم و خوش باشیم نمی دانم چه چیزی باعثِ ناراحتی و گریه و اشک ریختن شما شد!هر چه فکر می کنم می...

    ادامه مطلب
  • محمد حسن و رعنا هر دو عاشق بچه بودن اما...(4)

  • نیلوبلاگ

    رعناگفت:مادر محمد رضا و زبیده خانم چند روزی است از یک دعانویسی حرف می زنند که با دعاهاش معجزه می کند، راستش،من تحت تأثیر حرف های خوبشان قرار گرفتم آن ها گفتند کافی است براتون سرِ کتابxa0 باز کند، محمد حسن جان؛با حرف هایی که از این دو نفر شنیدم اطمینان ...

    ادامه مطلب
  • محمد حسن و رعنا هر دو عاشق بچه بودن اما...(6)

  • نیلوبلاگ

    رعنا خانم در ادامه به شوهرش محمد حسن گفت:راستش را بخواهی من رفتم پیشِ اقدس خانم و دلیل و کارهایی را که برای بچه دار شدنش انجام داده بود پرسیدم و با جازه ی شما به او گفتم که شوهرم به این چیزها باور ندارد اقدس خانم در جوابم گفت: شوهرت حق دارد باور نکند...

    ادامه مطلب
  • محمد حسن و رعنا هر دو عاشق بچه بودن اما...(5)

  • نیلوبلاگ

    رعنا خانم به شوهرش گفت: راستش را بخواهی من رفتم پیشِ اقدس خانم و از xa0کارهایی که برای بچه دار شدنش انجام داده بود پرسیدم ،حتی به او گفتم که شوهرم به این چیزها باور ندارد اقدس خانم در جوابم گفت: شوهرت حق دارد باور نکند چونxa0 من هم اولش باورم نمی شد به خ...

    ادامه مطلب