کارهای یادگار و نام های ماندگار(5)
-
تاریخ: 1402/11/16 ساعت: 17:43
شهرت اعتباری و شهرت خداییو یک خاطره جالب در تحسین علمدر جامعه ای زندگی می کنیم که برخی برای به شهرت رسیدن دست به هر کاری می زنند در رأس آن ها لوطی ها و بند بازان قدیم و بازیگران امروز هستند عطش شهرت طلبی و مشهور شدن گاهی اوقات آن ها را به بی راهه می برد که بی شک آبرو ریزی آن ها را در خبرها شنیده اید...
کارهای یادگار و نام های ماندگار(6)
-
تاریخ: 1402/11/16 ساعت: 17:43
همراه با حضرت فردوسینام و ننگبقای انسان در نیک نامی و فنای او در ننگ نامی استانسان دوست دارد در طول و عرض زندگی و پس از مرگش از او به نیکی یاد کنند اما گاه در انتخاب راه در می ماند از این رو به کارهای سطحی و ریب و ریا روی می آورد شاید نمی داندهزینه بیجا نتوانسته و نمی تواند در ماندگاری نام نقش داشته...
شوخی با موبایل و اینترنت
-
تاریخ: 1402/11/16 ساعت: 17:43
دلم کرد ناگهان یاد گذشتهبه یادِ همسرانِ چون فرشتهبه یاد آن همه با هم نشستنبه یاد روز عقد و عهد بستنبه یاد قوری و چای و سماوربه یاد لطفِ مرد و عشق همسربه روزهایی که چایی نوش می شدحکایت پای کرسی گوش می شدنمی گفتند چه کس،دزدید و کی بُردحکایت بود و قصه ی حسین کُردنه اینترنت وجود داشت نه موبایلیزن و شوهر...
روز پدر بر پدران مبارک
-
تاریخ: 1402/11/9 ساعت: 17:32
☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️کشتی اسلام را لنگر علی استامت آزاده را رهبر علی استسیزده ماه رجب ماه خداستروز میلاد امام الاولیاستدر میان کعبه یک زیبا پسرشد به دنیا تا شود فخر بشردر چنین روز، مظهر صدها گهرپرتو حق گشت در او جلوه گرآسمان شیرین شد از شهد و شکرزانکه میلادش شده روز پدردر شب تاریک مهِ تابان پ...
می خواهم در وصف پدر بنویسم(2)
-
تاریخ: 1402/11/9 ساعت: 17:32
اما قلم ناتوان استو دستانم نیز توان آن همه را ندارندمی خواهم بار دیگر بر گردم به دوران طلایی کودکی ام و به روزهایی که در کوچه باغ های دلم جز چهچه ی شادی نبود و شب هنگام که چشم به آسمان می دوختم و همراه با آواز خوش، ستاره ها را شماره می کردم و تو به روی لبخند می زدی در آن شب ها هر گز گمان نمی کردم در...
پدر یعنی چه؟
-
تاریخ: 1402/11/9 ساعت: 17:32
یکی پرسید معنای پدر چیستکه گویند راز و رمز زندگانیستبه وی گفتم پدر یعنی شرافتپدر یعنی درستکاری، صداقتپدر یعنی ستونِ خیمه گاه استپدر یعنی همه پشت و پناه استپدر تاج سر است و قوّتِ جانپدر یعنی غمش یک رازِ پنهانپدر یعنی وجودش افتخارمپدر یعنی به بودش پایدارمپدر یعنی چراغ و شمع خانهپدر یعنی امید جاودانهپد...
اینجا مشهد است (8)
-
تاریخ: 1402/10/25 ساعت: 15:08
نوقان قدیمی ترین شهر خراسانآثار تخریبشده در محله نوغان قدیم که نسل حاضر از آن بی خبر استنام های قدیمی را دقت کنید؛کوچههای محله نوغان: قبرمیر،کشمیریها،چهلخانه،حمام باغ،پلسنگیحمام حاجرستممحرابخانحاجیباقرباغدولابیخدان،میدان کهنهقبرستان قتلگاه:براساس روایتهای تاریخی ، نام دیگر این قبرستان «غسلگاه» یا «م...
روز قیامت و حق الناس
-
تاریخ: 1402/10/25 ساعت: 15:08
یک شبی دیدم قیامت را به خوابروز محشر بود و من در پیچ و تاببا خودم گفتم نمازها خوانده امواجبِ حق را به جا آورده امزانکه خوردم لقمه از راه حلالدور خواهم بود از رنج و ملالنامه ی اعمال دادند دست راستهمچو دنیا گفتم از لطف خداستنامه را خواندم با شور و نشاطساده و آسان گذشتم از صراطدیگران بودند در افسوس و آ...
به بهانه فضیلت و جایگاه ماه رجب
-
تاریخ: 1402/10/25 ساعت: 15:08
سلام بر ماه رجب ماه ریزش رحمت الهیماه پر خیری که جز خداوند سبحان نمی تواند فضیلت و خیر و برکات و تواب هایش را محاسبه کند که فرموده اند: ثواب هر ذکر و زیارت و عبادتش بر ماه های دیگر برتری داردسلام بر ماه مبارک رجب، ماهِ خودسازیماه بهره بردن از فرصت هاماه پر فضیلت و نزول رحمتماه مولود کعبهسلام بر جایگ...
سخنِ بیهوده و بی فایده(2)
-
تاریخ: 1402/10/18 ساعت: 21:05
گفت: چه گویم که تو را خوش آید؟استاد فرمود:سخن به صواب گو و تلخ مگوالبته تنها گفتنِ سخنِ شیرین به صواب نیست که سکوتِ بجا نیز شیرین استگاه بیهوده گویی ات شاید قند باشد که کام را شیرین کند اما این شیرینیِ بی فایده، خود تلخ و زهر استبیهوده گویی چیست؟بیهوده گویی به کلامی گفته می شود که فایده و سود مشروع ...
سخنِ بیهوده و بی فایده(3)
-
تاریخ: 1402/10/18 ساعت: 21:05
انتقاد مشفقانه و منصفانهچرا در باره ی نوشته های بی فایده نمی نویسی؟چندی پیش یک دوستِ مشفق حرف مناسب و درخوری زد گفت: تو هر روز می نویسی و نوشته ات را در معرض نگاه دیگران قرار می دهی آیا می دانی که کسی مکتوبت را نمی خواند؟گفتم نه به این شدت که تو می گویی ولی می دانم آن طور که انتظار داشتم مورد استقبا...
سخن بیهوده و بی فایده(4)
-
تاریخ: 1402/10/18 ساعت: 21:05
و پرسش های بی فایده!همانگونه که سخن می تواند بیهوده و بی فایده باشد پرسیدن نیز که به نوعی سخن گفتن است می تواند بی فایده و حتی مضر باشدچرا می پرسیم؟می پرسیم تا بیشتر و بهتر بدانیممی پرسیم تا سطح آگاهی خود را بالا ببریممی پرسیم تا پرده های تردید را کنار زنیم و کسب دانش کنیم و چیز تازه ای بیاموزیممعمو...
چرا با شوخی و مزاح بیگانه ایم؟(1)
-
تاریخ: 1402/10/7 ساعت: 1:32
ما با این واژه ها و کلمات و جملات انس ویژه داریمآدم باید سنگین باشدآدم باید متین باشدآدم نباید شوخی کند که شوخی تو را آبرو می بردآدم نباید سبک حرف و سبک رفتار باشد باید سنجیده و به جا بگویدآدم نباید هر جا و بی جا بخنددپسر فلانی رو ببین چقدر سنگین و متین و با وقارهپسرم!من سالهاست بین مردم آبرو دارم!پ...
چرا با شوخی و مزاح بیگانه ایم؟(2)
-
تاریخ: 1402/10/7 ساعت: 1:32
کدام بهتر است خنده رو بودن یا عبوس بودن؟ز حق توفیق خدمت خواستم، دل گفـت پنهانیچه توفیقی از این بهتر که خلقی را بخندانیبدیهی است شوخی و مزاحِ بجا حال آدمی را خوب و غم را از دل می بَرَدفرق است بین جدی بودن و عبوس بودن هیچکس چنین آدمی را دوست نداردهمه ی ما خلق و خوی شوخ و شاد را دوست داریم حتی سیمای جم...
چرا با شوخی و مزاح بیگانه ایم؟(3)
-
تاریخ: 1402/10/7 ساعت: 1:32
مردم انسانِ خنده رو خوشرو ،خوشگو و خوشخو را بر صدر می نشانند و از آدمِ تُرشرو و بد خو و بدگو و اخمو روی بر می گردانندنا گفته نماند گریه نیز بر هر درد بی درمان دواست. چشم گریان چشمه ی فیض خداست.به این شعر اشاره شد تا برخی گمان نکنند همیشه و همه جا باید خندید و به عبارتی گریه اَه اَه است و خنده به به،...
سفرنامه ی بهمن آباد (11)
-
تاریخ: 1402/9/26 ساعت: 9:33
هشتم آذر 1402کرسی و دهها فواید فراموش شدهاز چراغ علاءالدین یاد کردیم که هم بخاری بود و هم آشپزخانه سیاراین آشپزخانه ی سیار در خیلی از خانه های همولایتی های مهاجر تهران نشین هم وجود داشت دلیلش این بود که نفت کمتری مصرف می کرد و فتیله ای داشت که چون شمع می سوخت تا گرمابخش باشدبا این حال تأکید می کنم ا...
سفرنامه ی بهمن آباد (12)
-
تاریخ: 1402/9/26 ساعت: 9:33
هشتم آذر 1402کرسی درمان کننده درد پا و کمر و...این روزها خیلی ها به ویژه زنان و مردانِ ساکنِ بهمن آباد از پا درد و کمر درد رنج می برند همین عزیزان که خود جزو نسل های پیشین هستند واقفند در گذشته با آنکه هوا بسیار سرد و برفی و بارانی بود ولی چون مردم در طول پاییز و زمستان از کرسی استفاده می کردند گله ...
در پیِ دوران کودکی
-
تاریخ: 1402/9/26 ساعت: 9:33
بر دوره های کودکی ام بی کران درودبر لحظه های زندگی ام بی امان درودبر دوره ای که همچو کبوتر پرید و رفتپیمان دوستی و وفا را شکست و رفتمن را گذاشت و خاطره هایی که قاب شداین برف قله پیش دو چشمانم آب شدافسوس که نیست قدرت تکرار خاطراترفتند به خاک آن همه عشق و تعلقاتآن روزهای دلخوشی بگذشت با شتابرفت دوره ه...
سفرنامه ی بهمن آباد (2)
-
تاریخ: 1402/9/15 ساعت: 19:03
هشتم آذر 1402سفر کردم به سوی بهمن آباد.نه بهر شادی و نه خاطری شاد در آنجا صحبت از مرگ و عزا بودتسلی دادنِ صاحب عزا بودیکی گفت مادرم ای نور دیدهغم سنگین سالگردت رسیدهبیامد رحمت الله در کنارتشود مرهم به قلب بی قرارتدگر گفتا که اکبر محترم بودحضور و بودن او مغتنم بودهمه گفتند از اخلاق خوبشز رفتار و ز کر...
سفرنامه ی بهمن آباد (3)
-
تاریخ: 1402/9/15 ساعت: 19:03
هشتم آذر 1402هر کس زادگاهی دارد که به آن سر زمینِ مادری می گویدهر کس جا و مکانی را که در آنجا به دنیا آمده وطن و پاره تن می نامدهر کس در سینه اش عشق و شاید هم عشق هایی را می پروراند که یکی از آن ها وطن اوستهر کس به گونه ای متفاوت عشق هایش را به پای وطنش می ریزدهرکس به نحوی با زادگاهش عشق بازی می کند...