
دید و بازدیدهای عید نوروزدگر بار دفتر خاطرات دلمان را ورق می زنیم و روزهایی را می خوانیم که سنت حسنه ی عید دیدنیِ نوروز جایگاه خاصی داشت ولی افسوس که این سنت نیکو و خدا پسندانه می رود تا در گذر زمان برای همیشه به دست فراموشی سپرده شودالبته سنت های حسنه ی فراوانی در نوروز هست مثلِ خانه تکانیآراسته و پیراسته شدنلباس نو پوشیدن در حد بضاعت و متعارفحضور در حرم امامان و امام زادگان هنگام تحویل ساززیارت اهل قبورعیدی گرفتن و عیدی دادنرویاندن سبزه و... ولی به قول جناب سعدی ؛ همه گویند ولی گفته ی سعدی دگر است سنت ها عید خوب هستند ولی دید و بازدید و خدمت بزگترها رسیدن و نشستن پای سفره ی خویشان و دوستان و همسایگان و به جا آوردن صله ارحام دگر است.سفره های ساده عید نوروز در گذشته فارغ از مسابقه ی چش...
ادامه مطلب
عالمان بی عملآقا میرزا حسن می گوید:عمو مشتی مرادعلی می فرمود:همانگونه که در علم بی عمل نفع نیست عمل بی علم هم سودی ندارد حضرت مولوی می فرماید:عمل، بیعلم خود سودی ندارد.چو بیماری که بهبودی ندارد.کسی که حس برتری جویی دارد و به قول امروزی ها خود شیفته است گفتار را کلید ورود به دل ها می داند با این تفکر چون می خواهد سر آمد و نفرِ اول باشد در سخن گفتن زیاده روی می کند و از چشم ها می افتد.او شاید با سخنوری شنونده را تحت تأثیر قرار دهد اما اگر عالم بی عمل باشد وقتی پای عمل به میان آید چه گویم که نا گفتنش بهتر است / زبان در دهان پاسبان سر است.البته بی عملی در مورد همه صدق نمی کند زیرا کم نیستند انسان هایی که در لباس و نام و عنوان های مختلف ،کم گفته اند و بسیار عمل می کرده اند مورد نظر ما عالمانی هست...
ادامه مطلب
«تکریم معلم ها و استادان شاگرد پرور و نکوهش عالمان بی عمل»آقا میرزا حسن می گوید: مرحوم عمو مشتی مرادعلی بیشترین تأکید را عمل کردن به گفتار و پیمان ها داشتند ایشان می فرمودند: عالمی که علم و داشته هایش را به دیگری منتقل نکند زکات علمش را نداده و چون آب راکد می گندد و متعفن می شود.انسان در گام نخست باید بیاموزد هیچ بهانه ای برای ندانستن پذیرفته نیست و در گام دوم باید بیاموزاند یعنی دانشش را به دیگری انتقال دهد تا هم بر دانش خود ش بیفزایدو هم سود رسانی کرده باشدحضرت امام حسن می فرمایند:دانش خود را به ديگران بياموزان و دانش ديگران را بياموز؛ زيرا با اين كار هم دانش خودت را محكم و استوار كرده اى و هم آنچه را نمى دانسته اى آموخته اى.به سخن بزرگان که بر گرفته از کلام خدا بود اشاره کردیم که انسان...
ادامه مطلب
آرزوهای آقا میرزا حسن(36)اگر می خواهی...اگر نمی خواهی از کسی جواب هوی بشنوی به هیچکس های مگو (مگو ناخوش كه پاسخ ناخوش آيد / بكوه آواز خوش ده تا خوش آيد)اگر می خواهی محبوب خدا باشی سودمند برای خلق خدا باشاگر می خواهی قدرت شیطان را بدانی او ضعیف است و نفس تو قوی استاگر می خواهی شرافت انسان را بدانی به سخاوت، فروتنی، ادب و خِرَد او نظر کن نه به تبار و مال و مقام و عنوانشاگر می خواهی به حسب ظاهر، کار خیرت فراموش نشود بانیان كارهاى نیك را فراموش مکن.اگر می خواهی برای جمعی سخن بگویی فهم خود و دیگران را در نظر بگیراگر می خواهی بر بلندا رَوی و سخنرانی کنی به اندازه فهم و دانش و داشته هایت بالا برواگر می خواهی سخنوری بدانی نخست چگونه شنیدن بیاموز که گفته اند در یک گفتگو به همان اندازه که سخن گفتن ا...
ادامه مطلب
اگر می خواهی...آنکه ناگاه کسی گشت به چيزی نرسيد...آقا میرزا حسن می گوید: عمو مشتی مراد علی می فرمود:اگر می خواهی راحت باشی راحت طلب مباشاگر می خواهی بارت به مقصد برسد مانع رسیدن بار دیگران مباشاگر می خواهی گفتارت مورد پسند دیگران باشد به گفتار دیگران توجه کناگر می خواهی پای منبر و سخنرانی ات بنشینند بی مطالعه و غیر مستند و تکراری سخن مگواگر می خواهی آنچه کسب می کنی حلاوت و ماندگاری داشته باشدبه دنبال راحت بدست آوردن و گنج بی رنج مباش گه گفته اند: هر چیزی راحت به دست آید عمر کوتاهی دارد و زود از دست می رود.حضرت سعدی چینی سازان مرودشت را مثال می زند؛خاک ِ مشرق شنیدهام که کنندبه چهل سال کاسهای چینیصد به روزی کنند در مَردَشتلاجَرَم قیمتش همیبینیسعدی می فرماید شنیده ام که در مشرق زمین ظروف چینی م...
ادامه مطلب
اگر می خواهی...آقا میرزا حسن می گوید:عمو مشتی مرادعلی در پاسخ کسی که پرسید می خواهم بهتر از اینکه هستم باشم فرمود: در گام اول باید خودت را بشناسی و ببینی چه انتظاری از افراد جامعه داری از قدیم گفته اند و خدا و پیامبر (ص) بر این امر تأکید فرموده اند؛ اگر نیکی کنید به خود نیکی کرده اید، و اگر بدی کنید به خود بدی کرده اید.اگر می خواهی گندم درو کنی گندم بکار(اهل دنیا همه کشاورزند / هر چه کار همچنان دروند)اگر می خواهی در خانه حرمت داشته باشی حرمت اهل خانه را اصل بداناگر می خواهی پدر و مادرت در قبر شاد و آرام باشند آرامش دیگران را بر هم مزناگر می خواهی دشنام نشنوی نا سزا مگو(هر چیز به خود نمی پسندی / بر من مپسند برادر من / گر مادر خویش دوست داری/ دشنام مده به مادر من)اگر می خواهی در دنیا و آخرت عز...
ادامه مطلب
اگر می خواهی...آقا میرزا حسن می گوید:عمو مشتی مرادعلی می فرمود:هر چیزی ظاهر و باطن دارد که به آن پوسته و مغز هم می گویند انسان نیز چنین است و چون باطن بر ظاهر ارجح است این موجود دو پا یا انسان برای بدست آوردنِ مقبولیت و محبو بیتِ بیشتر، ظاهرش را خوب و پسندیده جلوه می دهد تا وی را آدم خوش باطن بنامند اما این ظاهر سازی دوام چندانی ندارد زیرا اخلاق یکی از نشانه های ظاهر و بروز باطن انسان است که شخص در حال عصبانیت حرف هایی که می زند که درون و طینت خود را آشکار می سازد و به عبارتی مشت او باز می شود همین بس که به محض آرام شدن از عصبانیت نزد خود و اطرافیانش به شدت احساس شرمندگی می کند.هر که گردد پاک طینت محرم دلها شود هر که در خون صاف گردد قابل مینا شوداین زبان را چون کلیدی دان در گنج سخنپسته بی مغ...
ادامه مطلب
علم نافع و علم مضرآقا میرزا حسن می گوید:از عمو مشتی مرادعلی پرسیدم علم نافع و مضر به چه معناست؟عمو مشتی مرادعلی فرمود:نافع یعنی مدد رساننده به هدفی و مضر یعنی بازدارنده از هدفی پس هر دانشی که تو را به مقصد نرساند یا باز دارد چون با بینش همراه نیست نافع هم نخواهد بود.پرسیدم یعنی علم نیاموختن بهتر است؟عمو مشتی مرادفرمود: هیچکس موافق جهل و ظلمت نیست درست است که طلب علم بر هر زن و مسلمان واجب است اما کدام علم؟آیا آموختن علم شکار نهنگ آنهم در کویر می تواند نافع باشد؟بدیهی است چنین علمی اگر مضر نباشد بیهوده که هست.آن هایی که عزیزانشان را وادار می کنند هر نوع علمی ولو علم غیر نافع بیاموزند در ناکامی و نرسیدن جگر گوشه های خود نقش اصلی را دارندپیامبر اعظم (ص) از چند چیز به خداوند پناه می برده اند در ...
ادامه مطلب
مگر این مردم کیستند که باید به خاطر آن ها...آقا میرزا حسن می گوید:با این که مرحوم عمو مشتی مرادعلی به سنت های حسنه وفا دار بودند و برای مراسم عزا و عروسی حرمت قائل می شدند ولی اسراف و ریخت و پاش هایی را که بیشتر جنبه ی تشریفات و چشم و همچشمی داشت بر نمی تافتندریشه اسراف در چشم و همچشمی هاست!روزی با تأسف فرمودند: امان از چشم و همچشمی که از بدو تولد تا لحظه ی مرگ دست از سر مان بر نمی دارد زندگی آرام خیلی از ماها تحت تأثیر نگاه و حرف مردم و چشم و همچشمی قرار گرفته استبراستی این مردم مگر کیستند که باید زندگی عادی و آرام خودمان را قربانی حرف و نگاهِ آن ها بکنیم و به خاطرشان چنان جشن عروسی بر پا کنیم که هیچ سنخیتی با فرهنگ و جیب و دخل و خرج خانواده عروس و داماد ندشته باشد؟این مردم مگر کیستند ...
ادامه مطلب
فال بد زدنبد قدم و نحس و شوم بودن!آقا میرزا حسن می گوید:هر گز فرمایش عمو مشتی مرادعلی را فراموش نمی کنم که می فرمود: در شگفتم که مردم ازبد قدمی،نحس و شوم بودن و فال بد سخن می گویند ولی به فال خوب و خوش قدمی و میمونی و مبارکی توجه ندارندچرا در زندگی تان اصرار بر فال بد دارید؟ البته شیوه چنین تفکری منحصر به ایران نیست که در کشورهای دیگر هم رایج است که به آن خرافات می گویند.اگر چیزی بناست شوم باشد همان فال بد زدن است زیرا کسی که فال بد می زند یأس و نومیدی را مهمان دلش می کند و مدام به خطر و ناکامی فکر می کند و در عوض کسی که فال خوب می زند به پیروزی و به مقصد رسیدن می اندیشد چنین آدمی چون با امید گام بر می دارد و تفکر بد ندارد سرانجامش خیر و مبارک استعمو مشتی مراد می فرمود: اگر به فال می اندیشید...
ادامه مطلب
فلانی آدم شوم و بد پیشانی است!عمو مشتی مراد می گوید: جای تأسف است که بیشتر مردم به ویژه خانم ها به فال بد گرایش بیشتری دارند تا خوب،یکی از دلایل افسردگی بیشتر نسوان خیالات یا خیال بد کردن است این ها اگر مسافری در راه داشته باشند و کمی دیرتر برسد در اولین واکنش می گویند: حتما" اتفاقی افتاده و الا تا الآن رسیده بود!خودشان هم که در سفر باشند به جای فال خوب به فال بد روی می آورند و با استرس و اضطراب سفر می کنندبرخی با اعتقاد راسخ به بد قدمی حتی کسانی از نزدیکان خودشان را به دلایل واهی آدمِ شوم و بد قدم می دانند بدیهی است این گونه تفکر، ریشه در جاهلیت و گذشته های پیش از آن دارد. در داستان حضرت صالح پیامبر علیه السلام نقل شده است هنگامی که آن حضرت قومش را به خداپرستی دعوت فرمود، بلایایی چون ق...
ادامه مطلب
تفاوت آرزو و امیدآقا میرزا حسن می گوید: یادم هست به مرحوم عمو مشتی مرادعلی گفتم از صحبت های شما پیداست که آدمی نباید آرزو و امید چندانی داشته باشد!عمو مشتی مرادعلی با شگفتی پرسید: من کی چنین حرفی زدم؟ امید داشتن یعنی حیات داشتن، امید هدیه ای است از جانب خداوند که در دل بنده اش جاری می سازد امید باعث به حرکت در آوردن چرخ زندگی است حیات فردی و اجتماعی انسان مدیون امیدواری اوست.از همه مهمتر امید پادزهر افسردگی و خمودگی و اضطراب استالبته بنده در باره ی داشتنِ آرزوی دراز با احتیاط سخن گفته ام زیرا معتقدم در هر امیدی آرزو هست ولی در هر آرزویی امید نیست آرزوی بی حد و حصر ممکن است انسان را به خیالپردازی و اوهام و تنبلی متصل کند در صورتی که امید، افق های روشن را نشان می دهدناگفته نماند حتی امیدِ زیاد...
ادامه مطلب
پندانه عمو مشتی مراد علی در باره خدمت رسانی به خلق خدا!اَلا گر طلبکار اهل دلی ز خدمت مکن یک زمان غافلیبه حال دل خستگان درنگر که روزی تو دلخسته باشی مگردرون فروماندگان شاد کن ز روز فروماندگی یاد کنآقا میرزا حسن می گوید:امروز عمو مشتی مرادعلی با دست پر آمده بودعمو مشتی مراد علی در آغاز سخن با اشاره به خودشان فرمود: یادمان باشد انسان خوب با کارهایش شناخته می شود نه مثل مشتی علی با حرف هایش!آقا میرزا حسن آقا!به خاطر حرف و نا سپاسیِ مردم از خدمت به دیگران رویگردان مشو!وقتی ذهنتان را از آلودگی ها پاک کردید اگر کسی هم به شما نا سزا گفت می فهمید او در واقع به شما زشتگویی نمی کند بلکه به کسی که در ذهن دارد نا سزا می گوید در این حالت با او چون کودک بر خورد خواهید کرد پرسش این است که اگر کودکتان کار بد...
ادامه مطلب
عمو مشتی مرادعلی و حکایت آموزنده پیر مرد خارکش!آقا میرزا حسن آقا گفت: عمو مشتی مراد علی از آنجا که خودش پیوسته شاکر بود توصیه به شکر نعمت های خدا می کرد و می فرمود: هرکس می خواهد شاهد ریزش رحمت خداوند باشد باید لسانی و عملی شکر گزار باشد.شکر معجزه می کند، شکر باعث پرورش روح انسان مى شود شکر کامل شکری است که خالق و مخلوق را در بر گیرد مانند والدین،معلم،استاد و راهنما، کسانی که به ما خدمت کرده اند و...حکایت آموزنده؛پیر مردی خارکش بار هیزم بر پشت گرفته بوداو که قامت و جسم نحیفش زیر بار سنگین هیزم خم شده بود لنگان لنگان قدم بر می داشت و می گفت:ای خدایی که آسمان را بر افراشتی و زمین را گستراندیای شاد کننده دل های غمگین ای خالق زیبایی ها و تقسیم کننده نعمت هاوقتی از بالا تا پایین جسمم را نگاه می...
ادامه مطلب
مشتی مراد علی و آداب عیادت از بیمارمرحوم مشتی مرادعلی در باره ی صله رحم فرمود: در باره ی دیدار از اقوام و فامیل گرچه بسیار سفارش شده و ثواب فراوان دارد ولی عیادت و مهمانی رفتن و مهمان شدن هم دارای آداب و قواعدی است که اگر به آن عمل نشود به جای ثواب کباب کرده ایم.فرق است بین عیادت از بیمار در خانه و مریض خانه که چون ملاقات در بیمارستان عمومی است زحمت چندانی بر دوش خانواده بیمار نیست ولی عیادت در خانه دارای قاعده و ملاحظات خاص استبارها گفته شده انسان نباید بدون دعوت به مهمانی برود و کسی حق دارد طفیلی باشد پرسیدیم طفیلی چیست؟ مشتی مرادعلی فرمود یعنی کسی بی دوعوت و بی خبر همراه شخص دعوت شده مهمان نشود و نگوید ما که با فلانی این حرف ها را نداریم!مشتی مراد علی در ادامه فرمودند: در سال های قب...
ادامه مطلب
عمو مشتی مرادعلی و توجه به جوانانآقا میرزا حسن می گوید عمو مشتی مراد علی با این که سن و سال بالایی داشت ولی جوانگرا بودپرسیدم جوانگرا چیست؟آقا میرزا حسن گفت:یعنی اینکه گرایش و نوع تفکرش به جوان ها نزدیک تر بود به همین دلیل درد و مشکل آن ها را به خوبی درک می کرد یادم هست همیشه به جوان ها می گفت:درس خواندن و دانشگاه رفتن و مدرک گرفتن بسیار خوب است ولی کافی نیست مگر آنکه در کنارش یک فن و هنر هم یاد بگیرید دلخوش بودن به مدرک آنهم بدون پشتوانه ی تجربه و فن بی حاصل استعمو مشتی مرادعلی که خودش درس خوانده و کار بلد بود به جوان ها می گفت: موفقیت هر کس بستگی به شجاعت او دارد جوان باید با انگیزه و امید وارد میدان کارهای سخت شود کامیابیِ شما در گرو نوع بینش و تفکرِ مثبت شماست اگر عواملِ منفیِ وسوسه گر ب...
ادامه مطلب
آقا میرزا حسن برایمان از عمو مشتی مراد علی می گوید؛آقا میرزا حسن گرچه به ظاهر بی سواد به نظر می رسید ولی گلواژه های طلایی اش در باره داشتن آرزو نوید بخش آینده درخشان بودوقتی در باره ی آرزو و امید پرسیدم گفت: آرزویی که آدم را گرفتار غم و غصه کند و از راه درست به بیراهه ببرد عین هلاکت استآقا میرزا ارادت خاصی به خدا بیا مرز مشتی مراد علی داشت همیشه می گفت:خدا بیامرز مشتی مراد علی به عنوان بزرگتر و با سواد روستا نزد همه عزیز بودشکی نیست که در دوره های گذشته همدلی،همراهی همنشینی، همگویی، همخوانی و همکاری بین مردم رواج داشت و همسایه ها از سایه رحمت یکدیگر بهره می بردند اما حالا از این حرف ها خبری نیستگفتم اقا میزا حسن کمی از صحبت های به یاد ماندنی آقا مشتی مراد علی بگوییدآقا میرزا حسن:آقا مشت...
ادامه مطلب
آقا میرزا حسن برایمان از عمو مشتی مراد علی می گوید؛آقا میرزا حسن گرچه به ظاهر بی سواد به نظر می رسید ولی گلواژه های طلایی اش در باره داشتن آرزو و مسائل ریز و درشت زندگی نوید بخش آینده درخشان بودوقتی در باره ی آرزو و امید پرسیدم گفت: آرزوهای دور و دراز و دست نیافتنی که آدم را گرفتار غم و غصه کند عین هلاکت استآقا میرزا حسن از آنجا که ارادت خاصی به مرادش مشتی مراد علی داشت می گفت: خدا بیامرز مشتی مراد علی از عمرش بهره برد خوب زندگی کرد و خوب هم از دنیا رفت ایشان به عنوان بزرگتر و با سواد روستا نزد همه عزیز بود و خیرش به همه می رسیدمشتی مراد علی همیشه با مردم و در میان غم و شادی های مردم بود به قول ما دهاتی ها یکه خور و تک خور نبود می گفت: نعمتی را که خدا به شخص عطا می کند محض آزمایش است بخشن...
ادامه مطلب
میرزا حسن آدم دل زنده است میرزا جدی ترین حرف هایش را در قالب طنز بیان می کند شهد و شیرینیِ حرف های حساب شده ی میرزا چنان لذتی را به کاممان می ریزد که آدم در می ماند و از خود می پرسد؛آیا میرزا واقعا" سواد خواندن و نوشتن نمی داند؟از آنجا که با سواد و بی سواد بودن میرزا ارتباطی به بنده ندارد و مهم کلمات قصار و پند آموز ایشان است هر روز پس از فتح کلام و سلام بی درنگ پرسش نویی را آغاز می کنم مانند امروز که وارد حوزه شخصی ایشان شدم و از آرزوهای میزا حسن آقا پرسیدم.میرزا دستی بر ریش های سفیدش کشید و گفت: از کسی پرسیدند: دلت چه خواهد؟گفت: آنکه دلم هیچ نخواهدمن در همه ی دوره های عمرم از دلم خواهش کرده ام پرورش دهنده آرزوهای دست نیافتنی نباشد گاهی برای دلم حکایت کسانی را نقل می کنم که آرزوهایشان را ...
ادامه مطلب
یکی از آرزوهایم پرسید!پس از مکث طولانی گفتم: باور کن خودم هم نمی دانم چه آرزویی دارم!خندید و گفت:کسی که نداند آرزویش چیست...با این پرسشِ ساده خواب از چشمانم پرید و آرامش رخت بر بست ناخواسته ساعت ها فکر کردم و مکرر از خود پرسیدم راستی از زندگی چه می خواهم؟ساعت ها گذشت تا توانستم آرزوهای بی مقدارم را اینگونه به تسبیح بکشم؛ابتدا آرزو کردم کاش عقربه ی عمرم بر گردد به دوران کودکی ام ولی یادم آمد وقتی کودک بودم مدام آرزو داشتم روزی بزرگ شوم!بعد آرزوی کسب مال کردم،دیدم همه ی نزدیکانم که زنده بودند همین آرزو را داشتند سرانجام نخوردند و نبردند و گذاشتند و رفتند به عبارتی حمال دیگران بودند!وقتی نفهیمدم چه می خواهم و چه چیزی باید بخواهم آرزو کردم عمرم عمر نوح باشد،بعد فکر کردم عمر طولانی چه...
ادامه مطلب